تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 251

مساهمون:

ص٢٥١
وبه نفض ابرامه ، فيا عجبا من تهافت قوليه وتنافر كلاميه ، واز اين جهت است كه بعضي نسبت تشيع به أو داده اند ، بلكه مىگويند با سيد اجل مرتضى - رضي الله عنه - ملاقاة كرده وايمان آورده ، واين شعر را نسبت به أو داده اند : يار بر من عرض ايمان كرد ورفت پير كبرى را مسلمان كرد ورفت وتولد غزالى سألها بعد از وفات سيد است لهذا احتمال داده اند كه مراد سيد مرتضى رازي صاحب ( تبصرة العوام ) باشد ، وچنان به خاطر دارم كه فاضل محقق آقاى كرمانشاهى ابن الأستاذ الأعظم در ( مقامع ) انتصارى از اين احتمال فرموده وسيد محقق شهيد - بر عادت جاريه خود در تكثير عدد شيعه در مقابل دعوى باطل أهل سنت كه نسبت اختراع اين مذهب را به صفويه داده اند - وى را از علماء شيعه بشمار آورده ، وآن محقق دانشمند اگر چه در اين كار معذور ، والبتة در حضرت أجداد أطهار مأجور است ، ولى به حمد الله ما را حاجت به غزالى نيست ، چه صد چون غزالى از حكماء راسخين وعرفاى شامخين وفقهاء راشدين وصلحاى زاهدين در علماى شيعه هستند ، چه حاجت به بودن چون اوئى . در طايفه‌اى كه مثل أستاذ البشر خواجة نصير - رضي الله عنه - باشد كه مؤالف ومخالف طوعا وكرها أو را به استادى مسلم دارند گاهى أفضل المحققين لقبش ميدهند ، ووقتي عقل حادي عشرش مىخوانند ، وجائى سلطان الفقهاء والحكماء والوزرائش مىنامند ، چنانچه در اجازه شهيد ثاني براي حسين بن عبد الصمد والد شيخ بهائى است ، وموضعي در حق أو مىگويند أفضل أهل عصره في العلوم العقلية والنقلية چنانچه علامة ومحقق ثاني در حق وى شهادت داده اند . وگاهى در باره أو مىگويند أفضل من شاهدناه في الاخلاق چنانچه علامه در اجازه بنى زهره فرموده ، ومصنف زيج خاقانى كه بنام ميرزا لغ به يك تصنيف
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 251 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي