تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
مىفرمايد ( قل هل ننبئكم بشر من ذلك مثوبة عند الله من لعنه الله ) [ 60 المائدة 5 ] وهم مىفرمايد ( ربنا آتهم ضعفين من العذاب والعنهم لعنا كبيرا ) [ 68 الأحزاب 33 ] ودر حق يهود فرمود ( لعنوا بما قالوا ) [ 64 المائدة 5 ] . وچگونه مىگويند ترك لعن موجب مواخذه نيست مگر ندانسته‌اى كه خداى موالات أولياء ومعادات اعداى خود را فريضة كرده ، وچنانچه از تولى سؤال كند از تبرى هم ، مگر نمى بيني كه چون يهودي اسلام آورد وبعد از كلمه شهادتين بايد اظهار برائت از ساير أديان كند ، مگر نشنيده است كه شاعر مىگويد : تود عدوى ثم تزعم انني صديقك ان الرأي عنك لعازب واگر نه دشمنى دشمنان خدا لازم بود بايد دوستى ايشان واجب باشد ، چه به اجماع مسلمين مرتبه بين عداوت وولايت نيست ، والتالي باطل بالضرورة فالمقدم مثله ، واگر به جاى اين لعن استغفار كند اگر معتقد وجوب لعن نباشد البتة توبه أو مقبول نگردد ، چه تائب از بعض معاصي با ارتكاب ديگرى تائب ونادم بر گناه خود نيست ، واگر كسى در طول عمر خود إبليس را لعن نكند اگر بي اعتقاد وجوب باشد كافر است ومخالف نصوص كتاب وسنت ، واگر به اعتقاد وجوب باشد البتة خطا كرده كه از متابعت خداى ورسول غفلت ورزيده ، با اينكه در اين مقام فرقى ظاهر است چه حال إبليس معلوم وكفرش ضرب المثل وامساك از لعن أو موجب شبهه نيست ، به خلاف رؤساى باطل وأهل ضلال كه سكوت مايه اشتباه گروهى از مسلمين است ، واجتناب از أو مورث شبهه وموجب ضلال است . واگر كسى دعوى كند كه حال زياد وحجاج بر ما معلوم نشده وخوض در امر ايشان سزاوار نيست ، چه فرق دارد با اين سخن كه حال معاوية ومغيرة نيز بر ما معلوم نيست ، وبعد عهد وتطاول زمان وتمادى أيام مانع از اطلاع شد
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 210 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي