تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 388

مساهمون:

ص٣٨٨
عربيت موافق آنچه ما گفتيم ايراد كرده اند . ديگر اينكه أو را نسبت داده بعرجى كه عبد الله بن عمرو أموي است ، وأبو الفرج كه قدوه جميع علماى اين فنون است بحارث بن خالد مخزومى نسبت داده . ديگر اينكه گمان كرده طرف معارضه مازنى يزيدى نحوى بوده ، ويزيدى در زمان هارون بوده ، ودر سنه صد وشصت ودو وفات كرده ، وواثق در سنه دويست وهفده انتقال كرده ، مگر اينكه مراد از يزيدى بعض أولاد يزيدى معروف باشد كه أو را يزيدى مىگفتند ، واين خلاف ظاهر است . حاصل مطلب - اگر چه از مقصد دور افتاديم - اينست كه مصاب در فقره زيارة اگر مصدر باشد بايد مصدري مأخوذ از مبنى للمفعول فرض شود ، فيصير المعنى لقد عظم مصابيتى ( 1 ) بك . واظهر در باء بر اين وجه اينست كه صله فعل باشد نه باء سببيت . ( فأسئل الله الذي أكرم مقامك واكرمني بك ) ج - پس مسئلت مىكنم از خدائى كه مقام تو را كريم كرد ، ومرا ببركت تو گرامى داشت . ش - سؤال در لغت عرب بر دو وجه استعمال مىشود گاه متعدي به دو مفعول بنفس ، وگاه به مفعول ثاني به كلمه مجاوزه متعدي مىشود ، ودر صورت أول معنى أو طلب است ، مىگويند " سئلته الدرهم " يعنى خواستم از أو درهم را ، وبر فرض ثاني استعلام از حال يا مكان يا كيفيت چيزى است ، چنانچه گويند سئلته عن الدرهم يعنى جستجو كردم از حال درهم كه كجاست يا چگونه است ، يا چه چيز است ، واين كه در ( قاموس ) وغير أو است كه سئلته الشئ وعن الشئ بمعنى غلط است
هامش
( 1 ) مصيبتى ظ .