تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
است بمعنى انتقال مثل اينكه " ما معتقدك ؟ " بمعنى ما اعتقادك ؟ ودر اين كلام غفلتى سخت عجيب كرده ، چه منتقل خود اسم مكان است ، وحاجت به تقدير مضاف ندارد ، بلكه اگر لفظ موضع مذكور بود در غايت سقوط ونهايت ركاكت مىشد ، به خلاف موضع انتقاله ، وهم چنين اگر منتقل را به انتقال تعبير مىفرمود عبارت منحط از رتبه فصاحت ونازل از درجه متعارفه بود ، واين جمله را شاهد براي تنبه گفتم واگر نه مدعى مثل سفيده صبح وشعاع مهر روشن است ، واستشهادى كه كرده با اينكه حاجت به استشهاد نبوده غلط است ، چه معتقد بمعنى ظاهر خود كه اسم مفعول باشد مراد است ، يقال اعتقده واعتقد به ، ودر هر صورت سؤال از متعلق اعتقاد است از قبيل عدل وتوحيد وتشيع وجز اينها نه از نفس اعتقاد كه از مقولة كيفيات حاصله در نفس است ، واين كه مىگويند : " ما اعتقادك ؟ " در أو مجاز است ، ومراد ما معتقدك است به عكس آنچه أو تخيل كرده ، واين اشتباه از مثل أو كه عمرى را در تحصيل قواعد لغت ونحو صرف كرده ، وهمه جا از ادعاى غاية القصواى أدب اندكى فرود نمى آيد غريب است ، والله العاصم . بالجملة لفظ مصاب بالخصوص در كلام فصحاء بمعنى اصابه وارد است ، چنانچه در اين بيت : اظليم ان مصابكم رجلا * اهدى السلام تحية ظلم به نصب رجل آمده گويند مغنيه در مجلس واثق بالله خليفه عباسي به اين بيت تغنى كرد ، وبه نصب خواند ، ادباى محضر اختلاف در رفع ونصب كردند ، وجاريه اصرار داشت كه از أبو عثمان مازنى رحمه الله بنصب شنيده ، واثق فرمان داد تا وى را از بصره بسامره بياورند . واز غرائب اتفاقات اين بود كه در همان أيام يك تن از أهل ذمه بجانب وى آمده بود ، واستدعاى تدريس كتاب سيبويه كرده بود ، ومازنى امتناع فرموده