تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
وفدك را رد كرد ، واز آل مروان بعد از آنكه عثمان تيول ( 1 ) مروان كرده بود باز گرفت ، واحسان به أهل بيت مىكرد ، ومتعرض ظلم ايشان نمىشد ، واز فاطمه دختر سيد الشهداء نقل شده كه اگر عمر عبد العزيز زنده بود ما محتاج نمىشديم ، ودر كتب عامه از باقر علوم النبيين عليه وعليهم السلام نقل شده كه هر قومي را نجيبى است ، وعمر عبد العزيز نجيب بنى أمية است ( 2 ) . واز مشهورات است " الناقص والاشج اعدلا بنى مروان " وناقص يزيد بن الوليد بود كه عطاياى پدر خود را كم كرد ، واشج عمر است بجهخ شجه وشكافى كه در سر أو بود . ودر كتاب ( قرب الإسناد ) سند به صادق آل محمد عليهم السلام مىرساند كه از حضرت باقر عليه السلام روايت كرده كه چون عمر ( بن ظ ) عبد العزيز ولايت يافت عطاياى عظيم بما عطا كرد ، پس برادر وى بر وى درآمد وگفت همانا بنى أمية رضا ندهند از تو كه بنى فاطمه را بر ايشان تفضيل دهى ، عمر گفت تفضيل مىدهم چه من چندان شنيده أم - كه مبالات ندارم كه من بعد نشنوم : - اينكه رسول خداى فرمود فاطمه قطعه‌اى از من است مسرور مىكند مرا آنچه أو را مسرور كرد ، وبد حال مىكند مرا آنچه أو را بد حال كرد ، ومن متابعت مسرت رسول خداى مىكنم ، ومسائت أو را بر مى اندازم ( 3 ) . واز اين گونه اخبار متتبع مىيابد ، واز اين جهت است كه بعض أكابر - كه فاضل متبحر ميرزا عبد الله أفندي صاحب ( رياض العلماء ) در كتاب مذكور تعيين
هامش
( 1 ) ملك وآب وزمينى است كه دولت يا پادشاه به كسى واگذار كند تا از درآمد أو بهره گيرد . ( 2 ) تاريخ الخلفاء ص 230 ط سعادت بمصر . ( 3 ) قرب الإسناد : ص 172 بحار الأنوار : 46 / 320 ط لبنان .