تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
خيط باطل لقب دادند كه بلند بود ومضطرب القامة ، وخيط باطل بحسب لغت كناية از هباء مبثوث در شمس است ، واز لعاب شمس كه شعاع ممدود وخط شعاعى باشد ، واز تار عنكبوت كه أو را مخاط الشيطان نيز مىگويند ، وهر وقت كه در جائى امارت ميافت در تشييع سب أمير المؤمنين عليه السلام مجد ومصر بود ، چنانچه ابن أثير مىگويد : كه در هر جمعه بر منبر رسول بالا مىرفت ، ودر محضر مهاجرين وأنصار مبالغه در سب أمير المؤمنين عليه السلام مىكرد ، وبعد از هلاك يزيد در شام خليفتي يافت ، ونه ماه حكمرانى كرد ، ودر سنه پنجاه وشش هجرى ملحق به اسلاف اجلاف خود شد ، واخبار در لعن أو از طريق أهل حق وأهل سنت بسيار است ما دو سه حديث از طريق أهل سنت از كتب معتمده ايشان به جهت اتمام حجت ايراد مىكنيم : ابن أثير در ( أسد الغابة ) وابن أبي الحديد از ( استيعاب ) ابن عبد البر در ذيل اين شعر - كه عبد الرحمن بن حسان بن ثابت در هجو مروان گفته واشاره بجنون وارتعاش حكم كرده : ان اللعين أباك فارم عظامه * ان ترم ترم مخلجا مجنونا يمشى خميص البطن من عمل التقى * ويظل من عمل الخبيث بطينا روايت كرده اند كه عايشه به مروان گفت : شهادت مىدهم كه رسول خداى لعن كرد پدرت را در حالتي كه تو در صلب أو بودى . ودر ( تاريخ الخلفا ) ى سيوطى از بخارى ونسائي وابن أبي حاتم در تفسيرش ودر تفسير فخر رازي اين حديث نقل شده ، وبعد از أو هست كه عايشه گفته : " وأنت بعض من لعنه الله " وتقريب أو اينست كه مروان جزء حكم بود در حال لعن پس ملعون خواهد بود . واز ( در المنثور ) سيوطى نقل شده كه عبيد بن حميد ، ونسائي ، وابن منذر ،