تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
( ولعن الله آل زياد ) ج - ولعنت كناد خداى آل زياد را . ش - تواند كه بود كه وأو براي عطف باشد ، واين جمله دعائيه عطف بر لعن هاى سابق باشد ، وبر اين وجه جمله متضمنه اظهار برائت واستسلام ومتابعت معترض بين عاطف ومعطوف است ، ونكته اقحام آنها آنست كه چون زاير در ضمن لعن أعداء متذكر اعمال شنيعه وآثار فظيعه آن جمع پريشان روزگار شد وجد كامن وشوق ساكن به هيجان آمده بي اختيار اظهار تبرى وبيزارى از ايشان وتابعان ايشان كرده ، آنگاه از غايت محبت وفرط أرادت مخلصانه به حضرت امام مظلوم خطاب كرده ، وكمال مسالمت وهمراهى خود را با صفاى باطن وخلوص نيت عرضه داشت حضور مقدس مىنمايد ، واز اين كلام كه استطرادا در بين آمد باز عدول كرد به حديث أول كه لعن أعداء بوده رجوع نمود ، وأعيان ظالمين را كه بالمباشره يا تسبيب در اين خطب فادح ورزء جليل دخلى ومعاونتى داشتند يك يك مفصلا عطف بر آنها مىكند تا شفاى صدر وذهاب غيظ في الجملة از اين شرح وتفصيل بشود ، وتواند بود كه وأو براي استيناف باشد ، وبه هر وجه نكته ذكر تفصيلي همان است كه اشاره شد . ومعنى آل انشاء الله بعد از اين مذكور خواهد شد ( 1 ) . وزياد مذكور بلعن همان زياد پدر عبيد الله است كه معروف به زياد بن أبيه ، وزياد بن أمه ، وزياد بن عبيد ، وزياد بن سميه است ، وبعد از استلحاق معاوية مشهور به زياد بن أبي سفيان شد ، وعبيد وسميه هر دو از موالى كسرى بوده اند ، وآنها را كسرى به أبو الخير بن عمرو كندى كه از ملوك يمن بوده عطا كرد ، وأبو بكر ابن دريد در مقصوره معروفه اشاره كرده ومىگويد : وخامرت نفس أبى الخير جوى * حتى حواه الحتف فيمن قد حوى
هامش
( 1 ) ذيل " صلى الله عليه وآله " .