تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
حقيقي اعتبار شده باشد به دليل " وبقي الليل والنهار " چه أو كناية از تأييد است چنانچه در أشباه ونظاير أو از اين ألفاظ مقصود است . ونصب ابدا به ظرفيت است . و " ما " در " ما بقيت " زمانيه مصدريه است يعنى مدت بقائى وبقاء الليل والنهار ، واين كلمه جايز است كه براي تأييد سلام باشد وقيد مبتدأ شود ، چنانچه تأييدات وشريطهاى متعارفه در قصايد از اين قبيل است ، واين معنى أقرب وانسب است ، وتواند كه براي تأييد معنى مستفاد از " عليكم مني " - يعنى اهداء وارسال - باشد ، يعنى هميشه از جانب من سلام خداى بر شماها باد ، واين معنى بر اين وجه مىشود كه حال من چنين است كه در تسليم بر شما استمرار ودوام دارد بر وجهي كه اگر هميشه باشم مسلم هستم ، واين سلام اجمالي دائمي نازل منزله سلام مستمر تفصيلي است عرفا وشرعا واعتبارا . واين معنى بعيد است چنانچه ظاهر وهويداست . ودر لفظ " مني سلام الله " دو احتمال است : يكى اينكه آدمي خود را بر سبيل تنزيل وادعاء حامل سلام خداى كند ، وسلام خداى را برساند به اين اعتبار كه گويا سلام خود را شايسته اين بارگاه نداند بلكه سلام خداى مىرساند ، چنانچه در اين شعر معروف كه شيخ بهائى در ديباچه بعض رسائل انشاد كرده تصريح به اين جهت شده : سلام من الرحمن نحو جنابكم * فان سلامي لا يليق ببابكم واين شعر اگر چه ركيك است ، لكن استشهاد به معنى أو بود . وجه ديگر آنكه چون " سلام الله عليك " دعاء است به سلام فرستادن خدا وچون سبب اين رحمت وتسليم توجه دعا كننده است لهذا در حقيقت اين سلام مبتدى از داعى مىشود ، وبه اين وجه جائز است كه بگويد " مني " .
شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 254 | ميرزا أبي الفضل الطهراني / السيد علي الموحد الأبطحي