تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
زن بود ، وپيغمبر صلى الله عليه وآله جد شما است از قبل مادر شما ؟ يعنى صرف اين مطلب كفايت در صحت انتساب نمىكند ، آن حضرت فرمود اگر رسول خدا زنده شدى ودخترت را خطبه كردى آيا تو أجابت مىنمودى ؟ هارون عرض كرد سبحان الله چرا أجابت نكنم بلكه افتخار ومباهات بر عرب وعجم عموما وقريش خصوصا مىكنم ، آن جناب فرمود لكن رسول خدا دختر مرا خطبه نمىكند ومن تزويج نمىكنم دختر خود را به أو ، عرض كرد چرا ؟ فرمود از جهت آنكه أو والد من است ووالد تو نيست ، هارون تصديق نمود وگفت أحسنت يا موسى بن جعفر ( 1 ) . اما اخبار وارده از طرق أهل سنت در اينكه حسنين عليهما السلام أبناء رسول اند يا يك نفر از ايشان - چه فرقى در اين جهت ادعاء نشده - يا أولاد اويند آن قدر با قلت بضاعت وكمي اطلاع در كتب معتبره ايشان ديده أم ، كه هر كس انصاف دهد اذعان به تواتر آن كند ، ونه اين مختصر را گنجايش نوشتن آنها است ، ونه اين بنده را مجال ثبت همه آنها از اين جهت به حديثي چند كه به حسب دلالت وسند در غايت اعتبار باشد اقتصار مىشود : أول - محمد بن إسماعيل البخاري كه كتاب أو را أهل سنت أصح الكتاب بعد كتاب الله دانند در ( جامع صحيح ) خود روايت كرده از أبى بكرة قال : سمعت النبي صلى الله عليه وآله وهو على المنبر والحسن إلى جنبه ينظر إلى الناس مرة واليه مرة ، ويقول : ابني هذا سيد ، ولعل الله ان يصلح به بين فئتين من المسلمين ( 2 ) . يعنى أبو بكرة گفت : شنيدم از پيغمبر در حالي كه بر منبر بود وحسن در پهلوى أو بود ، گاهى نظر به مردم مىكرد ، وگاهى نظر بسوى أو مىكرد ، ومىفرمود اين پسر من سيد است ، يعنى امام واجب الإطاعة است ، وشايد كه خداوند اصلاح
هامش
( 1 ) احتجاج طبرسى 2 / 164 . ( 2 ) ج 5 / 32 ط دار مطابع الشعب باب مناقب الحسن والحسين .