تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
خدايند ، فرمود به چه احتجاج كرديد بر ايشان ؟ عرضه داشت به گفته خداى عز وجل در حق عيسى و " ومن ذريته . . . وعيسى " ( 84 - 6 ) چه عيسى را از ذريه إبراهيم قرار داده ، واستدلال كرديم بر ايشان به آية مباهله ، فرمود چه جواب دادند ؟ عرض كرد : گفتند أولاد دختر از دختر است نه از صلب آن جناب ، فرمود سوگند به خداى أبو الجارود هر آينه آيتي از كتاب خداى به شما تعليم كنم كه نام مىبرد وتصريح مىكند كه حسنين از صلب رسول خدايند كه رد نمى كند أو را مگر كافرى أبو الجارود مىگويد : گفتم فدايت شود كجاست آن آية ؟ فرمود آنجا كه حق سبحانه وتعالى فرموده : " حرمت عليكم . . . " تا آنجا كه گفته " وحلائل أبنائكم الذين من أصلابكم " ( 23 / 4 ) يعنى در تعداد زنهايى كه حرامند بر مردها زن پسرانى كه از صلب خود مرد باشند - نه اشخاصى كه به پسرى گرفته باشند ، چنانچه طريقه جاهليت بوده - هم شمرده آنگاه امام عليه السلام فرمود : اى أبو الجارود پرسش كن مرايشان را كه آيا براي رسول خدا صلى الله عليه وآله حلال بود نكاح زنهاى حسنين عليهما السلام ؟ كه اگر در جواب بگويند بلى دروغ گفته‌اند به حق خدا ، واگر بگويند : نه پس حسنين فرزندان رسول خدايند به حق خدا از صلب خودش ، وحرام نشدند زنهاى ايشان بر رسول خدا مگر براي صلب ( 1 ) . تا اينجا ترجمه حديث مبارك بود جز آن چند كلمه كه در ترجمه آية نوشتم وقريب به اين استدلال خبري است كه در ( احتجاج ) از حضرت امام موسى الكاظم عليه السلام منقول است كه هارون عباسى از آن جناب سؤال كرد كه چگونه شما تجويز نموديد براي عامه وخاصه كه شما را نسبت به رسول خدا دهند وابناي رسول گويند ، وحال اينكه آدمي را نسبت به پدر كنند ، وفاطمه عليها السلام
هامش
( 1 ) كافى 8 / 317 حديث 501 احتجاج 2 / 58 احتجاج امام محمد باقر .