تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 141

مساهمون:

ص١٤١
كافر ، از بنى أمية أو را مىكشند ( 1 ) . واين كنيه در أئمة مشترك بين دو نفر است : يكى جناب سيد الشهداء عليه السلام وديگرى جناب صادق عليه السلام ، وظاهر آن است كه اين كنيه واسم از براي ايشان به امر خداوند تبارك وتعالى بوده . فائده استطراديه در كتاب ( منتهى الإرب ) آورده كه " يقال يكنى بأبي عبد الله مجهولا ، ولا يقال يكنى بعبد الله " يعنى اگر بخواهند بگويند كنيه فلان چيست مثلا ، مىگويند " يكنى بأبي عبد الله " نه عبد الله ، من مىگويم اگر مراد نافي : عدم صحت اين عبارت است ، وجهي ندارد ، چه باء حرف جر گاه صله اين فعل است كه تكنيه باشد در اين وقت بايد گفت " يكنى بأبي فلان " وگاه براي سببيت است ، ودر اين وقت معنى عبارت چنان است كه بواسطة فلان كنيه دار شده ، ولازم است كه اسم خود آن فرزند را مثلا مدخول " با " كنند ، وگويند " يكنى بفلان " واگر مراد نافى : نفى استعمال است ، خلاف واقع وناشى از قصور تتبع وعدم اطلاع بر مجارى استعمالات عرب است ، چه أنواع اين عبارت كه " يكنى بولده فلان " يا - بعد از ذكر فرزند مخصوص كسى - " وبه يكنى " در كلمات سلف وطبقاتى كه كلماتشان حجت است ، بيش از حد احصاء است ، از آن جمله است عبارت ابن إسحاق وقتاده در محكيه در ( أسد الغابة ) در ذكر پيغمبر گفته‌اند " وبالقاسم كان يكنى " . ودر شعر جناب عبد المطلب كه در كتب معتبره به آن حضرت نسبت داده اند
هامش
( 1 ) بحار الأنوار : 43 / 238 - 240 باب 11 عن العيون وابن شهرآشوب في المناقب والبحار : 44 / 250 - 251 عن الأمالي .