تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
مايه اطمينان خاطر وسكون نفس نمىشود ، به خلاف " السلام عليك " كه جمله خبريه است ، ومقتضاى أو تحقق سلامت وانس است ، پس ايشان به شنيدن أو آسوده خاطر ومأمون الفؤاد مىشوند ، علاوة بر آنكه در صورت عذر تحيت گوى به " حياك الله " مىتواند معتذر شد كه دعاى من مستجاب نشد ، ولى سلام كننده اگر غدر كند عذرى ندارد ، چه صريح جمله خبريه سلامتى مسلم عليه است از مسلم ، ودر صورت تخلف دروغگو خواهد بود صريحا نه ضمنا ، متفطن باش . چهارم آنكه علماى اخلاق بيان كرده اند كه جبليت انسان بلكه كليه حيوان به حكم غلبه هيولى وشدت تعلق بعالم فاسد مايل به شرور است ، از اين جهت هر حيواني چه انسان وچه غير انسان اگر حيواني را ببيند كه به سوى وى مىدود بالطبع هارب از أو مىشود ، واگر أصل در آن آينده خير بودى بايستى بالجبلة طالب أو شود ، يا فرار ووقوف متساوي باشند ، نه اينكه فرار غالب ، وچون فرار غالب است روشن شد كه فطرت أصلية حيوانات مايل به شر است ، چنانچه كلام ملائكة در به دو خلقت كه " أتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء " ( 30 البقرة 2 ) شاهد صدق اين مدعى است ، وچون دفع ضرر أولى از جلب نفع است ، پس أهم مهمات در أول تلاقى دو انسان تأمين يكديگر واخبار به سلامتى از شر يكديگر است ، تا فارغ البال وآمن السرية به لوازم مواخات ووظائف ملاقاة رفتار نمايند . پنجم آنكه لفظ سلام چنانچه دانستى اسم خداى عز وجل است ، وابتداء به اين اسم مبارك اگر چه آن معنى مراد نباشد بركتي دارد وشرافتى كه در ساير ألفاظ نيست ، وچون موهم اراده اين مسمى هم هست بهجتى ديگر در قلب مستمع مى آورد ، ولذتى ديگر مى بخشد ، وگويا اشاره به اين معنى است