تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الصدور في شرح زيارة العاشور ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
ودر شب وفات وى حضرت سيد الشهداء عليه السلام سه مرتبه وى را زيارة كرد ، ودر كرت ثالثه به فرمود تا عذاب از اين مقبره برداشته شد ، وحال ما يك سره از بركت أو ديگرگون شد ، وبا وسعت عيش وفراغ رفاهيت قرين شده أيم ، حاجى محمد على مىگويد : من متحيرانه از خواب برخاستم ، وحداد را نمى شناختم ومحله أو را نمى دانستم ، به بازار حدادها رفتم ، وبه فحص حال أو برآمدم تا أستاذ اشرف را يافتم ، وپرسيدم كه تو را زنى بود ؟ گفت : آرى ديروز درگذشت ودر فلان موضع وهمان مكان را اسم برد ، دفن كردم ، گفتم أو به زيارة سيد الشهداء رفته بود ؟ گفت نه ، گفتم ذكر مصائب آن جناب مىكرد ؟ گفت نه ، گفتم مجلس عزاى آن جناب به پا مىكرد ؟ گفت نه ، آنگاه از من پرسيد چه مىجوئى ؟ خواب را براي أو روايت كردم . جواب داد كه آن زن چند روزى در أواخر عمر زيارة عاشوراء مواظبت داشت ، وچون آثار اخرويه اين زيارة كريمه آن قدر است كه به بركت وجود يك نفر كه چند روزى مواظب أو بوده از مقبره كه عشاران وغير ايشان از عاصيان در أو دفن شدند عذاب مرتفع شود ( مراجعه شود به صفحه 401 ) ، وآثار دنيوية أو چنان است كه هيچ صاحب مهم ومطلب بزرگ نيست كه حوائج أو به مواظبت چهل روز ادا نشود ، چنانچه به تجربه صحيحه معلوم عارف وعامي شده ، البتة شايسته است كه أهل ايمان از اين عمل صحيح السند ، كثير المعونة ، قليل المؤنة غفلت نورزند ، وتساهل روا ندارند ، واگر گاه گاه از فوائد اين شرح بعد از مراجعه فائده اى ببرند ، ونصيبي يابند اين بي بضاعت را از دعاى خير فراموش نكنند ، والله الموفق لكل خير وبه الاعتصام عن كل زيغ وضير . والحمد لله أولا وآخرا وظاهرا وباطنا وصلى الله على محمد وآله الطاهرين واللعنة على أعداءهم إلى يوم الدين .