احكام نبوّت را آوردند كه شاهد بر صدق آورندهى آن احكام گشت ، و اين مضمون اين جمله است كه مىگويد : رسول را با رسالت بشناسيد .
فَرَدُّوا
« 1 »
أَيْدِيَهُمْ فِي أَفْواهِهِمْ
دستهايشان را به دهنهايشان بازگرداندند و اين كنايه از شدّت خشم است ، چون آدم خشمناك بر حسب طبعش دست را بدندان مىگيرد ، مانند اين گفتار :
عَضُّوا عَلَيْكُمُ الْأَنامِلَ مِنَ الْغَيْظِ
( از خشم انگشتهاى خود را گاز گرفتند ، كه مترادف اين ضرب المثل فارسى است كه از غيظ پشت دست به دندان گزيد ) ممكن است كنايه از نهايت تعجّب و استهزا باشد ، چون شخصى كه تعجّب مىكند بر حسب طبع دستش را بر دهانش مىبرد .
يا كنايه از اشاره به ساكت كردن انبيا است ، چه كسى كه مىخواهد غير خودش را اشاره به سكوت بكند دستش را بر دهان خودش مىگذارد تا اشاره به ساكت شدن متكلّم بكند .
برخى در تفسير اين آيه گفتهاند : دستهايشان را در دهن پيامبران گذاشتند تا آنها را از سخن گفتن منع نمايند ، و در اين صورت محتمل است كه جمله در معناى حقيقى استعمال شده باشد ، و ممكن است از باب تمثيل باشد تا به منع كلام اشاره نمايد .
هامش
( 1 ) مقام رسالت به نزد اهل اللّه ، فوق مقام نبوّت است و نبوّت خبر دادن از حق تعالى و احكام او به خلق را گويند . فرهنگ اصطلاحات عرفانى دكتر سجادى