عذاب ( شكنجههاى سخت ) ابتلاء و آزمايش است ، و در نجات دادن از آن نعمت است .
وَ إِذْ تَأَذَّنَ رَبُّكُمْ
خدا اين گونه اعلام كرد كه
لَئِنْ شَكَرْتُمْ
« 1 »
لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ
اگر شكر نعمت نجات دادن را به جاى آوريد نعمت را بر شما افزون مىكنم و اگر با طغيان و سركشى و ترك عمل به طاعت خدا كفران نعمت كرديد در اين صورت عذاب من شديد است .
گاهى شكر تفسير به اين شده كه قلب بداند كه نعمت از جانب خدا است و بگويد :
الْحَمْدُ لِلَّهِ
« 2 » ( و كفر اين كار را نكند ) كه در آن صورت
إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
عذاب من سخت است .
هامش
( 1 ) شكر - سپاس ، نعمت . شكر يعنى اعتراف به نعمتها به دل و زبان . شكر يعنى غيبت از شكر ( يعنى حتّى به خود شكر متوجّه نشود و يكسره به حق تعالى روى كند ) .
( 2 ) عبد الرّزاق كاشانى گويد : شكر در واقع شناخت نعمت و اثر منعم است ، قرآن مجيد ، اسلام و ايمان را هم شكر دانسته است ، بنابراين شناخت نعمت و نعمتدهنده خود سپاس و شكر است شكر را سه درجه است : الف : شكر به دل يعنى ادراك نعمت منعم . ب - شكر به زبان يعنى ستايش منعم . ج - شكر به جوارح و اعضاء يعنى اطاعت از منعم . ( شرح منازل السائرين ، ص 93 به بعد ) قشيرى در تعريف شكر گويد : حقيقت شكر نزديك اهل تحقيق مقر آمدن باشد به نعمت منعم ، بر وجه فروتن ( ترجمهى رسالهى قشيريه ، ص 262 ) .
ولى مشيلى بهترين سخن را گفته است كه ( شكر ديدن منعم بود ، نه ديدن نعمت ) .
لذا هر چه منعم ( خدا ) را با جان و دل بيش ببينيم ، قدرت شهود بيشتر و افزون گردد تا جايى كه سجيات جلال و هستى موهوم را بسوزاند و اين است نهايت شكر و افزونى آن .