تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
است كه خداوند بندگانش را در توكّل به آن امر كرده است « 1 »
وَ لَمَّا دَخَلُوا مِنْ حَيْثُ أَمَرَهُمْ أَبُوهُمْ
و چون طبق امر پدرشان از درهاى متفرّق وارد شدند ،
ما كانَ يُغْنِي عَنْهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ شَيْءٍ
سفارش پدر آن‌ها يا تدبير پدر يا دخول آن‌ها بر حسب تدبير پدر نمىتوانست آن‌ها را از تقدير خدا به هيچ وجهى بىنياز گرداند ، يا نمىتوانست آن‌ها را به هيچ وجه از تقدير بىنياز گرداند ، لذا نسبت دزدى به بنيامين و گرفتن او پيش آمد .
إِلَّا حاجَةً فِي نَفْسِ يَعْقُوبَ
و اين كار آنان ( از درهاى گوناگون وارد شدن ) چيزى نبود جز حاجتى كه در دل يعقوب بود و آن عبارت از دست دادن به تدبير و چاره بود با توكّل بر خدا و در عين حال مىدانست كه تدبير و چاره از تقدير بىنياز نمىكند و جلو آن را نمىگيرد .
قَضاها وَ إِنَّهُ لَذُو عِلْمٍ لِما عَلَّمْناهُ
به خاطر اين كه ما به او علم آموختيم ، يا به خاطر آن چيزى كه ما آن را به او ياد داديم نه اين كه هر چيزى را به او ياد داده باشيم . و آيه اشاره به گستردگى و كمال يعقوب عليه السّلام در مرتبه‌ى بشريّت
هامش
( 1 ) فرمودند : سه كس در سه جايگه رفتند از بهر سه مقصود : ابو قطروس الملك در بوستان رفت و مفاخرت نمود . موسى به شهرستان عين الشمس رفت و شجاعت نمود ، فرزندان يعقوب در مصر شدند و حاجت نمودند . جامع الستّين جلد اول تفسير سوره يوسف