نگهداريد جهت تخم كاشتن و از باب احتياط حدوث گرسنگى قبل از رسيدن زراعت .
ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ عامٌ فِيهِ يُغاثُ النَّاسُ
لفظ ( يغاث ) از غيث ( باران ) يا از غوث است ( به معناى دادرسى و فريادرسى ) ، يعنى سپس بعد از اين سالى خواهد رسيد كه باران به داد مردم خواهد رسيد .
وَ فِيهِ يَعْصِرُونَ
لفظ ( يعصرون ) به صورت معلوم خوانده شده يعنى انگور و زيتون و هر چيزى را كه به جهت زيادى و فراوانى ، مىفشرند و آب آن را مىگيرند ( آنچنان فراوانى مىشود كه از شدّت زيادى انگور و زيتون و غيره مردم آب آن را مىگيرند ) .
بعضى گفتهاند : پستانها را فشار مىدهند يعنى شير مىدوشند ، و ( تعصرون ) به صورت خطاب خوانده شده تا مخاطبها بر غايبها غلبه دهند .
و به صورت مجهول خوانده شده از ( عصره ) او را نجات داد ، يعنى از قحطى نجات پيدا مىكنند ، يا از ( اعصرت السّحابة عليهم ) است يعنى بر آنها باران باريد .
طبق آنچه كه به ما رسيده است قرائت اهل البيت چنين بوده كه معناى باران باريدن را بدهد .
به هر حال آن دوست زندانى سابق و قاصد شاه از نزد يوسف بيرون رفت و با تعبير و تدبير و چاره پيش پادشاه آمد ، وقتى پادشاه