تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
و ممكن است مقصود مطلق آن چيزى باشد كه به پيامبر وحى مىشود كه در اين صورت ظاهر آيه كه بدون تفسير و به صورت مطلق است باقى مىماند .
وَ ضائِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَنْ يَقُولُوا
« 1 » براى اين كه بگويند ، يا مبادا كه بگويند ،
لَوْ لا أُنْزِلَ عَلَيْهِ كَنْزٌ
آن‌ها مىگويند اگر پيامبر در نزول وحى بر او يا در ادّعاى استجابت دعايش صادق و راستگوست چرا برايش گنج نازل نمىشود .
أَوْ جاءَ مَعَهُ مَلَكٌ
يا چرا فرشته‌اى پيش او نمىآيد تا او را كمك كند يا او را تصديق نمايد .
إِنَّما أَنْتَ نَذِيرٌ
تعليل مقصود از قول خدا ( لعلّك تارك ) است ، يعنى سزاوار نيست كه تو تبليغ را ترك كنى به خاطر گفتار يا استهزاء آنان ، چون شأن و كار تو انذار است ، و قبول و ردّ آنان به عهده تو نيست تا به خاطر ردّشان كارت را ترك كنى .
وَ اللَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ
خدا بر همه چيز نگهبان و حافظ است ، نه تو ، پس بر خداست كه هرجا كه مستحقّ اين اهمال باشند انذار را ترك كرده و آنان را مهمل گذارد ، و هر وقت كه مستحقّ آن باشند امر به انذار و جلوگيرى از بديها كند .
هامش
( 1 ) طبرسى از ابن عبّاس روايت كرده است كه : سبب نزول آيه اين است كه : رؤساى مكّه و قريش حضور پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله شرفياب شدند و عرض كردند : اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله اگر تو پيامبر راستگو هستى كوههاى مكّه را براى ما مبدّل به طلا كن و فرشتگانى به سوى ما بياور تا گواهى دهند به نبوّت ، آيات فوق نازل شد .