نقل حديث ) تصريح نموده كه " عمر بن إبراهيم " فرد كذابى است . ( 16 ) متأسفانه دستهاى
خيانتكار ناشرين " تاريخ بغداد " عبارت خطيب بغدادي را [ = مبنى بر اينكه عمر بن
إبراهيم كذاب است ] حذف كردهاند ، غافل از اين كه سيوطى اين حديث را قبلا از قول
خطيب بغدادي در كتاب اللئالي نقل نموده وعبارت أخير وى را نيز [ = عمر بن إبراهيم
كذاب است ] در كتاب خود ثبت كرده است .
در خصوص حديث فوق ، تذكر يك نكته ديگر نيز ضروري است وآن اينكه
خود عباس نيز بعدها از بيعت با أبو بكر خوددارى نمود . ( 17 )
2 - پيامبر مىفرمايد : " على وليي في كل مؤمن بعدى " ( بر تمامى مومنين - بعد از
من - على ولى من خواهد بود ) . ( 18 )
از جمله روايات كه در مقابل اين حديث ساختهاند اين است كه ، زنى نزد
پيامبر ( ص ) آمد ومطلبي را پرسيد . پيامبر ( ص ) فرمود : بعدا بيا ! زن گفت : اى پيامبر
اگر من بعدا آمدم وشما فوت كرده بوديد چه كنم ؟ پيامبر گفت : اگر آمدى ومرا نيافتى
نزد أبو بكر برو چون أو خليفه پس از من است " فإنه الخليفة من بعدى " . ( 19 )
گويا سند حديث فوق چنان مخدوش وغير قابل اعتنا بوده كه حتى ابن حجر
خجالت كشيده سند روايت را در " صواعق " نقل كند .
3 - عايشه مىگويد : " على ، فاطمه را [ = دختر رسول خدا ] شبانه دفن كرد
وأبو بكر از آن مطلع نشد واين على بود كه بر فاطمه نماز خواند " . ( 20 )
براي تحريف اين ماجراى تاريخي وهمچنين جهت جعل صحت خلافت أبو بكر
روايتي بدين ترتيب نقل كردهاند : " شبى كه فاطمه فوت نمود ، أبو بكر وعمر وجماعتى
كثير آمدند وأبو بكر به على گفت : اى على جلو بايست تا ما با تو اقتدا كنيم وبر فاطمه
نماز بخوانيم . على گفت : به خدا قسم من جلو نمىايستم وحال آن كه تو خليفه رسول
هامش
( 16 ) اللئالي المصنوعه ج 1 / 152 .
( 17 ) الإمامة والسياسة ج 1 / 14 ، 15 . . . .
( 18 ) مسند أحمد بن حنبل ج 1 / 331 ، ج 4 / 438 .
( 19 ) صواعق المحرقة ص 11 .
( 20 ) مستدرك الصحيحين ج 3 / 162 ، 163 .