علت واقعي انكار منقبت " طي الأرض " ونظاير آن در خصوص علي بن أبي طالب ( ع )
چيست وچرا اين مناقب براي افراد ديگر ساخته شده است ؟
با كمي تأمل ودقت دلايل عمده اين جريان را مىتوان در " پيشبرد مقاصد
سياسي " و " جريانات انحرافى مذهبي " وهمچنين " غرض ورزيهاى شخصي " خلاصه
كرد . فضايل ديگرى كه به سرنوشت منقبت " طي الأرض " دچار شدهاند زياد است . قضية
" رد الشمس " و " محدث بودن امام " نيز از جمله آنهاست . همچنين شايان ذكر است كه
تمامى احاديثى را كه پيامبر درباره خلافت علي بن أبي طالب ( ع ) فرموده براي أبو بكر
وعمر وعثمان جعل كردهاند .
اينك بطور مختصر به بررسى موارد فوق ( يعنى : " رد الشمس " و " محدث بودن امام "
و " احاديثى چند درباره خلافت " ) مىپردازيم :
حديث رد الشمس
بسيارى از حفاظ - كه در قرون مختلفه مىزيستهاند - حديث رد الشمس را نقل نمودهاند
وحتى برخى از ايشان كتابي مستقل در اين زمينه تأليف كردهاند . اجمال قضية اين است
كه " روزى پيامبر در صهباء - كه از أراضي خيبر بود - نماز ظهر را بجاى آورد وپس از
نماز ، علي ( ع ) را براي انجام كارى فرستاد . هنگامى كه پيامبر ( ص ) نماز عصر را اقامه فرمود
علي ( ع ) حضور نداشت . پس از اينكه علي ( ع ) آمد ، پيامبر سر مبارك خود را بر دامن على
گذاردند وخوابيدند . علي بن أبي طالب براي آنكه پيامبر بيدار نشوند از جاى خود تكان
نخورد . رفته رفته آفتاب غروب كرد . هنگامى كه پيامبر ( ص ) از خواب برخاستند ومتوجه
شدند كه نماز على قضا شده دعا فرمودند كه : بارالها ! بنده تو ، على ، خودش را وقف پيامبر
تو نموده بود ، خورشيد را براي أو بازگردان . پس از لحظاتى چند ، خورشيد بازگشت وبرفراز
كوهها قرار گرفت . آنگاه على وضو گرفت ونماز عصر را بجاى آورد . بعد از نماز على بود
كه خورشيد مجددا غروب كرد " . ( 7 )
همچنين محدثين ومورخين نقل نمودهاند كه علي بن أبي طالب بعدها به اين
منقبت خود احتجاج ومنا شده نموده وصحابه آن را تأييد كردهاند . ( 8 )
هامش
( 7 ) مصادر ومنابع كثيرى در اين خصوص موجود است كه به تفصيل در الغدير ج 3 / 126 - 141 آمده است .
( 8 ) فرائد السمطين ج 1 / 321 . . . الغدير ج 3 / 141 .