تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 168

مساهمون:

ص١٦٨
است . و ضرورت عامّ در حال سلوك است ، بلكه در اواخر سلوك كه حصول تجلَّيات ذاتيّه و صفاتيّه شد نيز همراهى او در كار ، و آنچه از ارباب سلوك در باب آداب و ارادت خدمت شيخ ذكر كرده‌اند مراد استاد خاصّ است اگر چه در عامّ نيز به واسطهء قيام او در هدايت مقام خاصّ به حسب تفاوت مراتب ملاحظهء ادب و ارادت لازم است . و آنچه اكثر مىفهمند از توقّف سلوك بر شيخ آنست كه طلب سلوك بىراهنمائى شيخ و استاد و متابعت او صورت نبندد . و اين اگر چه چنين است و لكن مرحلهء ديگر نيز هست از اين بالاتر ، چه مرافقت استاد خاصّ در جميع احوال بر ترتيب مظاهر ، چنانچه رمزى از آن بيايد ، از اهمّ شرايط و اعظم لوازم است و مرافقت استاد عامّ نيز سيّما از براى مبتدى اولى و انسب . و معرفت استاد خاصّ در به دو امر به طريقى است كه در تحصيل ايمان اصغر گذشت و در آخر خود خود را شناساند . و اما استاد عامّ شناخته نمىشود مگر به مصاحبت او در خلأ و ملأ و معاشرت باطنيّه و ملاحظهء تماميّت ايمان جوارح و نفس او . و زينهار به ظهور خوارق عادات و بيان دقائق نكات و اظهار خفاياى آفاقيّه و حباياى انفسيّه و تبدّل بعضى از حالات خود ، به متابعت او فريفته نبايد شد ، چه اشراف بر خواطر و اطَّلاع بر دقائق و عبور بر ماء و نار و طىّ زمين و هوا و استحضار از آينده و امثال اينها در مرتبهء مكاشفهء روحيّه حاصل مىشود و از اين مرحله تا سر منزل مقصود راه بىنهايت است . [ 138 ]
هامش
[ 138 ] - مكاشفات بر چند گونه است : اوّل : مكاشفات مادّيّه و طبيعيّه و آن اطلاع بر مخفيّاتى است كه براى انسان در عالم طبع حاصل مىشود . مانند علوم طبيعى و رياضى و هيئت و امثال آن . دوّم : مكاشفاتى است كه براى سالك بعد از عبور از عالم طبع و ورود در عالم مثال حاصل مىشود و آن را مشاهدات قلبيّه گويند . چون تجسّم بعضى از معانى به صورتهاى مثالى و آن در بيدارى نظير خوابها و رؤياهائى است كه انسان در خواب مىبيند . سوّم : مكاشفاتى است كه براى سالك بعد از عبور از عالم مثال و ورود در عالم روح و عقل حاصل مىگردد . و آن را مشاهدات روحيّه گويند ، كه به واسطهء قدرت روح و سيطرهء او در عالم پيدا مىشود ، چون احاطه بر خواطر و افكار و طىّ الارض و طىّ در هوا و عبور از آتش و اطَّلاع از آينده و تصرّف در نفوس به مرض يا صحّت و تصرف در افكار عامّه . چهارم : مكاشفات سرّيّه است . و آن مكاشفاتى است كه براى سالك در عالم خلوص و لا هوت بعد از عبور از روح و جبروت حاصل مىشود ، و آن را مكاشفات سرّيّه گويند . چون كشف اسرار عالم وجود و اطَّلاع بر معانى كليّه ، و كشف صفات و اسماء كلَّيّهء الهيّه . پنجم : مكاشفاتى است كه براى سالك بعد از كمال و عبور از مراتب خلوص و وصول به مقام توحيد مطلق و بقاء بالله پيدا مىشود ، و آن را مكاشفات ذاتيّه گويند . چون ادراك حقيقت هستى و آثار آن و ترتيب نزول حكم بر عالم امكان ، و مصدر قضا و قدر و مشيّت الهيّه و مصدر تشريع و وحى و احاطه بر جميع عوالم نازله و كيفيّت تحقّق حادث و ربط آن به عوالم ربوبى و اتحاد وحدت و كثرت و امثال آن . و اين را مكاشفات ذاتيّه گويند . بنا بر آنچه گفته شد معلوم مىشود كه مكاشفات روحيّه قبل از ورود به عالم الهى و توحيد حاصل مىشود و مشترك بين مؤمن و كافر است ، و به هيچ وجه اثباتا دلالت بر كمال و نفيا دلالت بر عدم كمال ندارد .