أمرنا مستور مقنّع بالميثاق فمن هتك علينا أذلَّه الله . [ 133 ]
و در حديث ثمالى وارد است كه :
وددت و الله أنّى افتديت خصلتين في الشّيعة لنا ببعض لحم ساعدى : النّزق و قلَّة الكتمان . [ 134 ]
و در حديث سليمان بن خالد است از حضرت صادق عليه السّلام كه : إنّكم على دين ، من كتمه اعزّه الله و من أذاعه أذلَّه الله . [ 135 ]
جابر بن يزيد گويد كه : حضرت أبو جعفر محمّد باقر عليه السّلام هفتاد هزار حديث به من گفت كه به هيچ كس نگفتم و هرگز نخواهم گفت . و چون آن جناب از دنيا رفت دل من بسيار تنگ و گردن من به حمل آن احاديث گران شد ، به خدمت أبو عبد الله عليه السّلام عرض كردم كه چنين حالتى مرا است . فرمود : به صحرا رو و حفره اى حفر كن و سر خود را در آن بياويز و بگو محمّد بن على الباقر عليه السّلام چنين و چنان به من گفت و خاك بر روى وى كن . [ 136 ]
هامش
[ 133 ] - حديث « أمرنا مستور مقنّع بالميثاق » ، را در « بحار الانوار » ج 15 جزء چهارم كه كتاب عشرت است در ص 140 از « كافى » ، و در « وسائل الشّيعة » ج 2 ص 507 با اسناد خود از خالد بن نجيح از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است .
[ 134 ] - حديث ثمالى : « وددت و الله » را در « اصول كافى » ج 2 ص 221 و در « بحار الانوار » ج 15 كتاب عشرت ص 137 از « كافى » و در « خصال » ص 136 نقل كرده است .
[ 135 ] - اين روايت را در « اصول كافى » ج 2 ص 222 و در « محاسن » برقى ج 1 ص 257 و در « بحار الانوار » ج 15 كتاب « عشرت » ص 137 از « كافى » و در « وسائل الشيعة » ج 2 ص 508 با اسناد خود از « محاسن » برقى نقل كرده است .
[ 136 ] - مراد از جابر بن يزيد ، جابر بن يزيد جعفى است كه ثقه و از اصحاب سرّ صادقين عليهما السّلام بوده است ، و اين روايت را از او شيخ كشّى با مختصر اختلافى نقل كرده است : جبرئيل بن احمد ، حدثنى محمد بن عيسى ، عن اسماعيل بن مهران ، عن أبي جميلة المفضّل بن صالح ، عن جابر بن يزيد الجعفى قال : حدّثنى أبو جعفر عليه السّلام بسبعين ألف حديث لم أحدّث بها أحدا قطَّ ، و لا احدّث بها أحدا أبدا . قال جابر : فقلت لابى جعفر عليه السّلام : جعلت فداك إنّك قد حملتنى وقرا عظيما بما حدّثتنى به من سرّكم الَّذى لا أحدّث به أحدا ، فربّما جاش في صدرى حتّى ياخذنى منه شبه الجنون قال : يا جابر فاذا كان ذلك فاخرج إلى الجبّان فاحفر حفيرة و دلّ رأسك فيها ثمّ قل : حدّثنى محمّد بن علىّ بكذا و كذا .
اين حديث در ص 194 از « اختيار معرفة الرجال » ( معروف به رجال كشّى ) كه به مناسبت جشن هزارهء تولَّد شيخ طوسى - اعلى الله مقامه - دانشكدهء الهيّات مشهد طبع كرده است ، و در ص 128 از « اختيار معرفة الرّجال » كه متن همان « رجال كشّى » است و در بمبئى به طبع رسيده است آورده شده است و در كتاب « معجم رجال الحديث » جلد چهارم ص 22 از شيخ كشّى نقل شده است .