عامل او كه بدن يا نفس باشد خيانتى كرده يا نه .
هشتم ، مؤاخذه :
و آن عبارت است از اينكه بعد از ظهور خيانت در مقام تأديب و تنبيه و سياست بر آيد به عتاب و خطاب بلكه به زجر و ضرب و عذاب ، چنان كه از يكى از اكابر مأثور است كه در مصلاى خود تازيانه داشتى و بعد از محاسبهء نفس و ظهور خيانت ، خود را با آن تأديب كردى . و ديگرى مىگذشت ، در راه عمارتى تازه ديد ، پرسيد چه وقت ساختهاند ؟ پس به ملاحظهء اين سؤال لغو سالى آب نياشاميد .
و شخصى در زمان حضرت عيسى عليه السّلام در عذر خواهى اينكه روزى شكايت از گرما كرد چهل سال عبادت كرد .
و چنانچه خيانتى كه صادر شده امرى مىباشد كه مكافاتى براى آن در شرع رسيده به مكافات آن شتابد .
نهم ، مسارعت :
يعنى در آنچه عزم مىكند به مقتضاى امر و سارعوا به كردن آن شتابد قبل از آنكه شيطان مجال وسوسه يابد .
دهم ، ارادت :
و آن عبارت است از اينكه باطن خود را از تعلَّق خاطر و كمال اخلاص و محبّت نسبت به مقنّن قوانين اعمالى كه آن را شريعت خود قرار داده كه صاحب شريعت و خلفاى او باشد چنان خالص كند كه هيچ غشىّ در آن نباشد . و بايد در اين مرتبه به سر حدّ كمال باشد . و اين مرحله را در تأثير اعمال مدخليّتى است تامّ و آنچه امر شده در ردّ اعمال بدون ولايت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم دالّ بر اين مطلب است و از اعظم دلالات است . و تحصيل اين محبّت
رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 152
مساهمون: السيد محمد مهدي بحر العلوم
ص١٥٢