تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالهء سير وسلوك ( تحفة الملوك ) ( فارسي ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
يازدهم ، جهاد اعظم است : و آن عبارت است از اينكه بعد از هجرت از وجود خود توسّل به مليك مقتدر نمايد ، با آثار وجود ضعيف در مجادله بر آمده بالمرّه همهء آنها منتفى و محو شده قدم در بساط توحيد مطلق نهد . دوازدهم ، عالم خلوص : كه شمّه اى از شرح آن شنيدى و آن عالم فتح و ظفر است بعد از جهاد اعظم ، و اشاره به آن شده كه احياء عند ربّهم . و چون در اين وقت از سطوت قهر ايمن ، و در حجر تربيت مربّى ازل پرورش يافته ، در مضمار اين اسم داخل مىگردد چنانچه يا أيّتها النّفس المطمئنّة ارجعى إلى ربّك نيز بر آن مشير است إنّا لِلَّه وَإنّا إلَيْه راجِعونَ 2 : 156 ( سورهء بقره آيهء 156 ) . بدم المحبّ يباع وصلهم * فاسمح بنفسك ان أردت وصالا در اين وقت قيامت عظماى انفسيّه بر آن قائم و از اجسام و ارواح و تعيّنات و اعيان باسرها گذر كرده و از همهء آنها فانى ، و قدم در عالم لاهوت نهد و به حيات حقيقيّهء ابديّه فائز و باقى مىگردد ، و از معاينات جبروتيّه به تجلَّيات لاهوتيّه منتقل و سرافراز مىشود وَذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ 9 : 111 [ 83 ] ، لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلونَ 37 : 61 ( سورهء صافّات آيهء 61 ) و در اين هنگام از تحت كلّ نفس ذائقة الموت بيرون مىرود ، چه در اين وقت نفسى نيست و مصداق أوَ مَنْ كانَ مَيْتا فَأحْيَيْناه وَجَعَلْنا لَه نورا يَمْشى بِه فِى النّاسِ 6 : 122 مىشود ( سورهء انعام آيهء 122 ) و إلا من شاء الله در كريمهء
هامش
[ 83 ] - اين آيه بدين اعراب و كيفيت بدون واو در قرآن كريم در چهار مورد آمده است ، و با واو در دو مورد آمده است : اول در سورهء توبه آيهء 111 دوم در سورهء غافر آيهء 9 .