است . چه راستى امر كه نيستى خود باشد و محلّ سكون صادق كه وجود محض باشد در اين وقت به دست آيد . و نظر به اينكه هنوز مجاهدهء عظمى محقّق نشده و آثار وجود خود باقى است ، و اضمحلال آن در نظر سالك به مجاهده موقوف است پس هنوز بالمرّه از سطوت تازيانهء قهر ايمن نشده و به اين جهت در مضمار اين دو اسم بزرگ جاى دارد . [ 82 ]
هامش
[ 82 ] - يعنى چون سالك به عالم ايمان اعظم كه محلّ صدق است برسد باز چون هنوز جهاد اعظم ننموده و به كلَّى آثار وجود خود را نفى نكرده است در مضمار دو اسم بزرگ يعنى اسم مليك كه به معناى سلطان و شاه است و اسم مقتدر كه به معناى تواناست ، خواهد بود .
و به عبارت ديگر خود را در تحت سيطره و قهر سلطان توانا خواهد يافت و بايد با توسّل به اين مليك مقتدر جهاد كند تا از بقاياى آثار وجود خود به كلَّى بيرون برود . در آن وقت از تحت اين دو اسم خارج و در تحت اسم أحياء عند ربّهم داخل مىگردد .