حقّ خليل عليه السّلام و أبناء حقيقيّهء او كه انبياء هستند پرستش صنمهاى مصنوعه متصوّر نباشد .
و همين شرك بود كه خاتم انبياء صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم از آن پناه به خدا برد و گفت : أعوذ بك من الشّرك الخفىّ
و مخاطب شد به خطاب [ و ] لَئِنْ أشْرَكْتَ لَيَحْبَطَنَّ عَمَلُكَ 39 : 65 ( سورهء زمر ، آيهء 65 ) .
و همين كفر است كه بعضى از اكابر اهل الله به آن اشاره كردهاند كه : بنده چون رخت از كون و مكان برگرفت اوّل مقامى كه به روى عرض كنند مقامى باشد كه چون به آنجا رسيد پندارد كه صانع است و كدام كفر از اين بالاتر است
إذا قلت ما أذنبت قالت مجيبة * وجودك ذنب لا يقاس به ذنب [ 77 ]
هامش
[ 77 ] - در ج 1 « ريحانة الادب » ص 433 در شرح حال « جنيد » اين شعر را از زبان كنيزكى در زمان جنيد بيان كرده است ، گويد :
كلمات جنيد كه در عرفان و اصول طريقت گفته مشهور و در كتب مربوطه مدوّن مىباشد . از آن جمله گويد :
از هيچ چيز مانند اين ابيات كه كنيزكى در خانه اى بدان « تغنّى » مىكرده منتفع نشدم :
إذا قلت اهدى الهجر لي حلل البلى * تقولين لو لا الهجر لم يطب الحبّ
و إن قلت هذا القلب أحرقه الهوى * تقولى بنيران الهوى شرف القلب
و إن قلت ما أذنبت ؟ قالت مجيبة * وجودك ذنب لا يقاس به ذنب
پس از شنيدن آنها صيحه اى زده بيهوش افتادم صاحب خانه آمده و از حال من استفسار نمود گفتم : همانا اين حال من در اثر آن ابيات كنيزك مىباشد ، آن كنيزك را به من بخشيد من هم قبول كرده و آزادش كردم .