به واسطهء امور خارجيّه چون شيطان و هوى ، و كفر اين مرحله عبارت است از متابعت شيطان و هوى ، چنانچه فرمود : ألَمْ أعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنى آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ انَّه لَكُمْ عَدُوُّ مُبينٌ 36 : 60 ( سورهء يس آيهء 60 ) و أفَرَأيْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلهَه هَواه 45 : 23 ( سورهء جاثيه آيهء 23 ) .
و حضرت رسول صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم فرمود : الهوى أنقص ( أبغض ظ ) إله عبد من دون الله في الأرض . [ 75 ] و تخصيص في الأرض
از آنست كه بعد از خروج از ارض طبيعت ، الهى انقص از آن است كه نفس باشد ، چه اتّخاذ آن به الهيّت بعد از فراغ عالم طبيعت و بدن مىشود و صعود به مدارج نفس و ذات .
و به همين كفر اشاره فرمود : النّفس هي الصّنم الأكبر .
و اين بت پرستى بود كه حضرت إبراهيم عليه السّلام دورى آن را از خدا طلبيد :
و اجنبنى و بنىّ أن نعبد الأصنام . [ 76 ] چه پر ظاهر است كه در
هامش
[ 75 ] - در « احياء العلوم » ج 1 ص 85 از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم روايت كرده است كه فرمود : ابغض إله عبد في الأرض عند الله هو الهوى .
و در تعليقهء آن گويد :
رواه الطبرانى من حديث أبي امامة .
و در « المحجّة البيضاء » ج 1 ص 85 از « احياء العلوم » نقل كرده ، و در تعليقهء آن گويد : أخرجه الطبرانى من حديث أبي أمامة كما في المغنى .
76 - حصر دعاى إبراهيم عليه السّلام در اين آيه به بت نفس بلاوجه است . چه اگر نظر به مراتب بطون و حقايق قرآن كنيم آيه شامل تمام اقسام صنم مصنوعه و غير مصنوعه از نفس امارّه و جنّ و ملك و شيطان و افراد انسان خواهد شد . و اگر نظر را فقط بر ظاهر بدوزيم آيه فقط راجع به صنمهاى مصنوعه مىشود و بس ، چون بعد از اين آيه إبراهيم عليه السّلام در مقام تعليل به خدا عرض مىكند : ربّ انّهنّ أضللن كثيرا من النّاس . و معلوم است كه در آن زمان كه حضرت إبراهيم بر عليه بت پرستى قيام فرمود مردم صنمهاى مصنوعه مىپرستيدند و عمدهء همّ آن حضرت نجات عامهء مردم از اين بليّه بود .
و اما دعا هميشه و در هر مورد از انبيا ممدوح است چه راجع به اجتناب از صنمهاى مصنوعى باشد يا پرستش نفس امّاره چون در هر حال منجى خداست چه در به دو امر باشد يا بعد از رسيدن به مقامات و كمالات . اين از نقطه نظر واقع بينى و حقيقت امر .
و اما از نقطه نظر ظاهر همانطورى كه عبادت اصنام مصنوعه در حقّ آن حضرت و انبياء غير متصوّر است پرستش نفس نيز چنين است .