39 - تا پديد كند مر ايشان را آنچه خلاف كردستند اندران ، و تا بداند آن كسها كه كافر شدند كه ايشان بودند دروغزنان *
40 - بود گفتار ما « 1 » چيزى را چون خواهيم آن را هميدون گوييم كه : بباش ، ببود « 2 » *
41 - و آن كسها كه بيرون آمدند اندر طاعت بخداى « 3 » از پس آن كبر ايشان ستم كردند ، جاى ساختيم ايشان را اندر دنيا نيكوى و خوشى ، - در مدينه - و ثواب آن جهانى بزرگتر اگر ايشان بدانند *
42 - آن كسها كه شكيبايى كردند و بر خداى خويش توكّل كردند *
43 - و نفرستاديم ما - يا محمّد - از پيش تو مگر مردمان كوحى فرستادند « 4 » بريشان بپرسيد از اهل كتاب « 5 » - يعنى عبد اللَّه بن سلام - اگر شما نمىدانيد - *
44 - بحجّتها و معجزها و خبرهاى پيشينيان ، و بفرستاديم به تو - يا محمّد - اين قرآن « 6 » تا پديد كنى مردمان را آنچه فرستادند بايشان ، تا مگر ايشان در انديشند كه چه فرمودندشان « 7 » *
45 - ايمن شدهاند آن كسها كه مكر ساختهاند بديها - اندر كفر و شرك - كه فرود « 8 » برد خداى ايشان را به زمين ، يا بياردشان « 9 » عذاب از آنجا
هامش
( 1 ) - كه گفتار ماست . ( خ ) - هر اينه گفتار ما . ( صو )
( 2 ) - بباش ، بباشد .
( صو . خ )
( 3 ) - كه بريدند از كسهاى خويش از هر خداى . ( صو ) - كه هجرت كردند . از بهر خداى . ( خ )
( 4 ) - مردمانى ليك كوحى آيد . ( خ ) - مردانى را كه وحى مىآيد . ( صو ) - ترجمهء « يوحى » در متون عكسى . و در تفسير ابو الفتوح : « نوحى اليهم ، كه وحى كرديم بسوى آنها . »
( 5 ) - خداوندان توريت را . ( خ . نا )
( 6 ) - بنشانها و حجتها و كتبها و فرو فرستاديم به تو ياد كردى يعنى قرآن . ( صو ) - بحجتها و نبشتها و فرو فرستاديم سوى تو قرآن . ( خ )
( 7 ) - تا مگر ايشان بينديشند . ( صو ) - تا ايشان انديشه كنند . ( خ )
( 8 ) - فرو .
( خ . نا . صو )
( 9 ) - يا بيايد . ( صو )