كبر تنهاى خويش ستم كردند *
34 - فا ايشان رسيد بديهاى آنچه كردند و در رسيد « 1 » بايشان آنچه ايشان مىكردند از افسوس كردن « 2 » *
35 - گفتند آن كسها كه كافر شدند : اگر خواستى خداى نه پرستيديمى ما بجز ازو هيچ چيزى را نه ما و نه پدران ما ، و نه حرام كرديمى هيچ چيزى از فرود او . همچنين كردند آن كسها و آن كسان كه از پيش ايشان بودند ، هست بر پيغامبران مگر رسانيدن پيغام پيدا ؟ *
36 - و بدرستى فرستاديم اندر هر گروهى پيامبرى كه : بپرستيد خداى را و بپرهيزيد از بت پرستيدن ، و فرمان ديو مكنيد ، « 3 » ازيشان كس بود كه راه راست داده بودش خداى و ازيشان كس بود كه واجب گشته بود برو بىراهى برويد اندر زمين ، و بنگريد كه چون بود سرانجام آنك پيامبران را بدروغ دارندگان بودند « 4 » *
37 - اگر حريصى كنى « 5 » بر راه نمودن ايشان حقّا كه خداى راه ننمايد آن كس را كه بيراه گشت « 6 » ، و نبود ايشان را هيچ رهاننده از عذاب « 7 » *
38 - و سوگند مىخوردند « 8 » بخداى سخترين سوگندان كه بر نه انگيزد خداى آن را كه بميرد . بل « 9 » كه وعده است بر خداى واجبست و درست ببودن قيامت ، لكن بيشتر مردمان ندانند *
هامش
( 1 ) - و واجب شد بر ايشان . ( نا ) - و اندر رسيد . ( خ )
( 2 ) - و فرو آمد بايشان آنچه بودند بدان همىافسوس كردند . ( صو )
( 3 ) - و دور باشيد از بتان . ( صو .
نا ) - و بپرهيزيد از بتان . ( خ ) - و اجتنبوا الطاغوت .
( 4 ) - سرانجام دروغزنان .
( صو . خ )
( 5 ) - حريصى نمايى . ( صو ) - اگر حريص باشى . ( خ )
( 6 ) - كه گم گرداند . ( صو ) - كه بىراه كند . ( خ )
( 7 ) - يارىگرى . ( صو ) - يارى كنندهء . ( خ )
( 8 ) - و سوگند خوردند . ( خ . نا )
( 9 ) - آرى . ( خ . صو . نا )