سورة الحجر مكيّة ، و هى تسع و تسعون آية
[ ترجمه ]
بنام خداى مهربان بخشاينده *
1 - مى سوگند ياد كند خداى كه اين آيتها [ ى ] كتاب خداى است و آيتها [ ى ] قران است پيدا و آشكارا « 1 » *
2 - وقت بود كه آرزو خواهند « 2 » آن كسها كه كافراند كه اگر بودندى مسلمانان *
3 - دست بدارشان - يا محمّد - تا مىخورند و برخوردارى بردارند و مشغول كندشان اوميد زندگانى ، سرانجام « 3 » بدانند *
4 - و نه كرديم ما هلاك هيچ اهل ديهى و شهرى را كه نه آن مردمان ديه را نبشتهء بود دانسته « 4 » *
5 - پيش نه شده است هيچ گروه از پيش اجل - يعنى نه مردست - و نه بماند است از پس اجل *
6 - گفتند : يا آنك مىفرستند برو قرآن ، حقّا كه تو ديوانه شدستى - يعنى محمّد - « 5 » *
هامش
( 1 ) - منم خداى دانا . اينست آيتهاى كتاب و قرآن هويدا . ( خ ) - منم خداى بينا به كار بندگان خويش ، اينست آيات نامه و نبى پديد كننده . ( صو )
( 2 ) - بسى گاه كه دوست دارند . ( صو ) - چند باشد كه دوست دارند . ( نا ) - چند باشد كه خواهندى . ( خ )
( 3 ) - زود باشد كه . ( خ . صو . نا )
( 4 ) - و نه هلاك كرديم از مردمان ديهىيانى كه بود مر آن را حجتى دانسته . ( خ )
( 5 ) - يا آنك فرو فرستاده آمد برو قرآن ، توى ديوانه . ( خ )