تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسیر طبری فراهم آمده در زمان سلطنت منصوربن نوح سامانی — صفحة 838

مساهمون:

ص٨٣٨
وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ
« 1 » . ابراهيم عليه السّلم بسر كوه « 2 » بر شد و نگاه كرد آنجا هيچ مردم نه ديد مگر گروهى كه از جرهم آمده بودند . ابراهيم گفت يا جبريل كرا خوانم ؟ گفت تو بخوان . پس ابراهيم عليه السّلم بانگ كرد و گفت يا مردمان خداى عزّ و جلّ خانه بناى كرد حجّ را ، بياييد و حج كنيد . خداى عزّ و جلّ آواز او از مشرق تا به مغرب برسانيد ، و همه از آدم تا رستخيز بود و باشد ، همه جواب باز دادند از پشت پدران و شكم مادران ، و گفتند « 3 » لبّيك اللّهم لبّيك ، لا شريك لك لبّيك ، ان العزّة و القدرة لك . اكنون تا رستخيز هر كه جواب باز دادست كه حج كند هيچ چاره نيست كه حج كند . و ابراهيم عليه السّلم دعا كرد و گفت :
رَبِّ اجْعَلْ هَذَا الْبَلَدَ آمِناً وَ اجْنُبْنِي وَ بَنِيَّ أَنْ نَعْبُدَ الْأَصْنامَ
« 4 » . آن گاه گفت :
رَبَّنا إِنِّي أَسْكَنْتُ مِنْ ذُرِّيَّتِي بِوادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِنْدَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ
« 5 » . آن گاه گفت :
وَ ارْزُقْهُمْ مِنَ الثَّمَراتِ
« « 6 » » . ايشان را ميوه‌ها روزى كن . خداى عزّ و جلّ حاجت ابراهيم عليه السّلم روا كرد ، و هر سال چندين خلق بحجّ رود و به هيچ جاى ميوه و طعامها بيشتر از آنچه بمكّه بود نبود . و ابراهيم آن خانه را باسمعيل سپرد . و خود بشام باز رفت « 7 » .
هامش
( 1 ) - الحج 27 ( 2 ) - بكوه ثبير . ( صو . نا . خ ) ( 3 ) - برسانيد هر كس ازان روز تا رستخيز باشد از پشت پدران و رحم مادران جواب باز دادند ، گفتند . ( خ ) ( 4 ) - ابرهيم 35 ( 5 ، 6 ) - ابرهيم 37 ( 7 ) - . . . سپرد ، گفت اين جايگاه توست و آن فرزندان تو . ( خ . صو ) - . . . فرزندان تو تا مرگ . بازگشتيم به قرآن . و اللَّه اعلم و احكم . ( نا ) - . . . فرزندان تو تا روز مرگ . و السلم . ( ب )