7 - چرا مىنيارى بنزديك ما « 1 » فريشتگان را - يعنى تا خبر كنند كه تو پيامبرى - اگر هستى تو از راست گويان ! *
8 - فرود نيايند فريشتگان ، و نفرستيم مگر براستى « 2 » و نباشند آن هنگام زمان دادگان *
9 - ما فرستاديم قرآن را ، و ماايم آن قرآن را نگاه دارندگان *
10 - حقّا كه بفرستاديم ما از پيش تو - يا محمّد - اندر گروه پيشينگيان « 3 » *
11 - و نيامد بديشان هيچ پيغامبرى كه نه بودند ايشان به دو افسوس كنندگان « 4 » *
12 - هم چنان اندر آريم « 5 » اندر دلهاى كافران - مشركان - *
13 - تا بنگروند به قرآن و محمّد ، و حقّا كه گذشت و رفت نهاد و روش پيشينگان « 6 » *
14 - و اگر بگشاديمى ما بريشان درى از آسمان تا فريشتگان بدان درمى در شدندى « 7 » *
15 - تا چنان بگفتندى كه : وابستند « 8 » چشمهاى ما ، نه كه ما گروهىايم جادوى كرده « 9 » *
هامش
( 1 ) - چه بودى اگر بياوردى سوى ما . ( صو )
( 2 ) - مگر براستى - يعنى عذاب يا مرگ - . ( صو )
( 3 ) - پيشينگان . ( نا ) - پيشينيان . ( صو ) - در متن ظاهرا « پيشينگان » بايد باشد . رجوع شود بآيهء 13
( 4 ) - مگر بودند كه بوى همىافسوس كردند .
( صو ) - يا نى كه بودند به دو افسوس كردند . ( خ )
( 5 ) - اندر آريم اين را .
( صو ) - اندر آورديم كفر را . ( نا )
( 6 ) - همچنين مىاندر آريم اندر دلهاى كافران كه نه گروند بدان كه بگذشت نهاد پيشينيان . ( خ )
( 7 ) - درها از آسمان ، ببودندى اندر آن مى بر شدندى . ( خ )
( 8 ) - خيره گردانيدهاند . ( نا ) - بسته شد . ( صو ) - خيره گشت . ( خ )
( 9 ) - نه كه مائيم گروهى جادوى كردگان . ( خ . صو )