كند راه مرا نشود گم راه درين جهان و نه بدبخت شود *
124 - و هر كه روى بگرداند از ياد كرد من او را بود زندگانى تنگ در آن « 1 » جهان ، ورانگيزم او را روز رستخيز نابينا *
125 - گويد : اى بار خداى من چرا برانگيختى مرا نابينا و من بودم اندر دنيا بينا *
126 - گويد خداى : چنين است كتو گفتى بيامد به تو نشانهاى ما فراموش كردى آن را ، هم چنان ترا دست بداريم در دوزخ « 2 » *
127 - و همچنين پاداش دهيم آن كس را كه گزاف كارى كند [ و نه ] گرود « 3 » بنشانهاى خداى خويش ، و عذاب آن جهان سختر و باقىتر « 4 » *
128 - نيامد پديدار ايشان را كه چند هلاك كرديم پيش ازيشان از گروه پيشين مىروند در جايگاههاى ايشان ؟ اندران « 5 » نشانهاست خداوندان خرد را *
129 - و اگر نه از بهر آن سخن امّتى كه از پيش رفتست از خداى تو بودى گرفتنى در حال و اگر هنگامى است نامزد كرده به عذاب *
130 - شكيبايى كن بر آنچه مىگويند و نماز كن بامر خداى تو پيش برآمدن آفتاب نماز بامداد ، و پيش فرو شدن آن نماز پيشين ، و از ساعتهاى شب نماز كن - يعنى شام خفتن - و كنارهاى روز نماز ديگر تا تو مگر - يا محمّد - خشنود شوى *
131 - و بمكش دو چشمت را بنگريستن سوى آنچه برخوردارى
هامش
( 1 ) - ظاهرا « درين » اصح است .
( 2 ) - نشانيهاى ما ، بجاى ماندى آن را ، امروز بجاى ماندند ترا . ( صو )
( 3 ) - تباه كارى كند و نگرود . ( صو )
( 4 ) - و پايدارتر .
( صو )
( 5 ) - از گروهان ، همىرفتند يا روند اندر آرامگاههاى خويش ؟ اندرين .
( صو )