تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
هرگاه تأثير از جانب عالم بالا باشد ، اين اثرپذيرى كه از آن حاصل مىشود ، معجزه و كرامت مىنامند . گاهى نفوس بشرى در جهت علوى و سفلى تقويت مىشود و در نتيجه ، خود بدون نياز به تأثير ، در ارواح اثر مىكند . اين تأثير و اثر حاصل از آن ، سحر ( از ملكوت سفلى ) و معجزه ( از ملكوت عليا ) ناميده مىشود . پس سحر ، وسيله و سببى است كه در ارواح خبيثه مؤثر است و آن سبب و علت ، يا در وجود آنان پنهان است ، يا تأثيرى است كه از اين ارواح در عالم طبيعت وجود دارد و درك آن براى ما روشن نيست . آنگاه ، بر هر دانش و بيان دقيقى كه كمتر درك شود ، اطلاق مىگردد . و به آن عالم يا دانشمندى كه اين علم پنهانى را داراست ، ساحر گفته مىشود و به وجهى قول خداى تعالى بر اين معنى است كه مىفرمايد :
« يا أَيُّهَا السَّاحِرُ ادْعُ لَنا رَبَّكَ »
: يعنى اى ساحر ! از پروردگارت براى ما بخوان ! پس ساحر ، هم به صورت ستايش ( مدح ) و هم به گونهء نكوهش ( ذمّ ) آمده است .

حكايت هاروت و ماروت و رمزهاى آن

« وَ ما أُنْزِلَ »
: و آنان آنچه را بر ايشان نازل شده بود ، به مردم تعليم مىدادند و يا اينكه مىتوان آن را عطف بر
« ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ »
كرد ( در آن صورت منظور اين است كه آنچه شيطانها بر آنها خوانده بودند و آنچه كه بر ايشان نازل شده بود ) . ممكن است لفظ تأخير باشد ( يعنى بايد پيش از اين مىآمد ) و در آن صورت ، عطف بر
« ما كَفَرَ سُلَيْمانُ »
است ، يا حال براى سحر ، يعنى در حالى كه سحر نازل نشده ) .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 170 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى