موجب تمكّن در نفس مىگردد و تكرار اسامى خداى تعالى در قرآن مجيد مدلّلترين و بهترين دليلى است كه آورندهء آن جز ذكر و ياد معبود ، چيزى ديگر در وجودش نبوده است .
«
وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُونَ
» ( و شما مىدانيد ) و شما داراى علم و شعور هستيد در صورتى كه مفعول « تعلمون » فراموش شده « 1 » باشد ؛ معنى ، چنين مىشود : آنكه علم و شعور دارد آن را كه قادر به انجام هيچ كارى نيست با آنكه بر اين كار قادر است ؛ مساوى نمىداند . ولى اگر مفعول تقديرى ، قدرت خدا و عدم قدرت « أنداد » ( همتايان ) باشد ؛ معنى آن اين است كه شما مىدانيد كه خدا بر آن آفرينش و نعمتها تواناست و همتايان ( همتايان پندارى ) بر چيزى توانايى ندارند .
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 23 ]
وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِهِ وَ ادْعُوا شُهَداءَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ( 23 )
ترجمه :
و اگر در آنچه بر بندهء خود فروفرستاديم ؛ در شك مىباشيد ، پس سورهاى بمانند آن بياوريد و گواهانتان را از غير خدا بخوانيد ، اگر از جملهء راستگويان هستيد . « 2 »
هامش
( 1 ) مقصود فراموش شدن آنچنانكه در عرف فهميده مىشود نيست بلكه مقصود معنى اصطلاحى نحوى آن است كه در تقسيم مفعول يا مضاف اليه مىگويند كه يا مذكور است يا مقدّر يا منوى به معنى در نيّت گرفته شده ، و يا نسيا منسيّا است يعنى هيچ توجهى به آن نيست ، نه ذكر شده است و نه در تقدير است ، و نه در ذهن ، در نتيجه گويا كه اصلا فراموش شده است .
( 2 ) در تفسير لاهيجى ( ج 1 ) به نقل از كتاب كافى گويد : از حضرت امام باقر روايت شده است كه جبرئيل اين آيت را چنين بر پيغمبر ( ص ) نازل ساخت كه «وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنافى على ( ع ) » و در مصباح الشّريعة از قول حضرت صادق ( ع ) نقل شده است : كه حروف « عبد » سه حالت دارد « ع و با و دال » كه عين ، علم به خداى تعالى ، و با جدا شدن و قطع علائق از غير خدا و دال ، نزديكى به خدا بدون هر كيفيت و حجابى است . ( با اين ترتيب باز عبد به على ( ع ) اطلاق مىشود ) .