«
وَ إِنْ كُنْتُمْ
» عطف به ما قبل خود به اعتبار معنى است و معنى آن اين است كه اگر در مورد خداوند و وجوب وجود و مبدأ بودن وى در شكّ و ترديد هستيد پس اين است اوصاف خدا كه شما آنها را انكار نمىكنيد .
« فى ريب » اگر در مورد رسالت رسول خدا شكّ داريد «
مِمَّا نَزَّلْنا عَلى عَبْدِنا
» و در او آنچه كه او در مورد توحيد و نبودن همتايان گفته است ترديد مىكنيد .
« فاتوا بسورة » « پس يك سوره بياوريد » . سورهء قرآن مقدار محدودى از قرآن است خواه « با
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
» آغاز شده باشد يا با آن آغاز نشده باشد .
سوره يا از كلمهء « سور » گرفته شده است كه به معناى ديوار شهر است و يا از « سور » به معنى رتبه و درجه مىباشد و يا از كلمهء « سؤر » با همزه گرفته شده است كه به معنى مانده و يا تكهاى از چيزى مىباشد .
( در اول سورهء فاتحه به طور مفصّل بيان معنى سوره گذشت ) .
« من مثله » اگر مرجع ضمير « ه » محمد ( ص ) باشد « من مثله » به معنى مانند « محمد صلّى اللّه عليه و سلّم » مىباشد .
اگر مرجع ضمير « نزلنا » باشد معنى ، آن اين است : به مانند آنچه نازل كرديم بياوريد ؛ و اين وجه با تحدّى ( مبارز خواستن ) موافقتر و در ادّعاى معجزه بودن قرآن رساتر است ، زيرا ، اين وجه خود دليل است بر اينكه قرآن به طور مطلق ، معجزه مىباشد ، به خلاف حالت اول كه تنها دلالت بر اعجاز قرآن به وسيلهء كسى همچون « محمد ( ص ) » دارد كه هرگز نه خوانده ، نه نوشته است ، قرآن را آورده است . مرجع ضمير « ما نزّلنا » بودن با ساير آيات « تحدّى » هم انطباق بيشتر دارد و با كلمهء بعدى مناسبتر است كه مىفرمايد « و ادعوا » ؛ يعنى ، يارى بخواهيد و يا تصديق