تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 522

مساهمون:

ص٥٢٢
خاكى غالب شود اجزاء گازى را بين ابرها به سوى بالا به شدت به حركت در مىآورد و اگر اجزاء زمين غالب شود ؛ آنها را به شدت به سوى پائين مىكشاند . با اين حركت شديد ، ابرهايى كه از هوا غليظتر است پاره پاره مىشود از پاره شدن آن صدايى كه رعد ناميده مىشود به وجود مىآيد . اگر مادهء گاز لطيف باشد به سبب گرماى ناشى از حركت و گرمى اجزاء آتشين مشتعل شده بعد به سرعت خاموش مىشود اين حالت را برق مىگويند و اگر آن گاز غليظ باشد چون مشتعل شود به سرعت خاموش نشود ، بلكه به همان حال باقى مىماند تا اينكه به زمين برسد ؛ آن را صاعقه مىنامند . آنچه گفتيم با آنچه در اخبار آمده است كه رعد صداى تازيانه‌هاى فرشتگان موكّل مىباشد . « 1 » منافاتى ندارد .
يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ
اين جمله ، حال يا صفت يا جملهء مستأنفه است كه جواب سؤال مقدّر مىباشد كه گويا پرسيده شده است حال مردم چگونه است ؟ و ضمير به « النّاس » بر مىگردد كه از ملازمه استفاده مىشود . « حذر الموت » آنان از مرگى مىترسند كه ناشى از پارگى گوششان از صداى صاعقه است . يا اينكه ضمير « يجعلون » بر مىگردد به منافقين كه گويا پرسنده‌اى از چگونگى حال منافقين كه مثل براى آنان زده شده است سؤال مىكند . در اين صورت « صواعق » در اين آيه ، به عنوان مجاز از كلماتى است كه گوشهاى آنها را با تهديد و وعيد شديد چون صاعقه مىكوبد . اين بيان با قول خداى تعالى
وَ اللَّهُ مُحِيطٌ بِالْكافِرِينَ
؛ يعنى ، خدا ، به
هامش
( 1 ) نظريات فوق نقل قول قدماست كه بعضى از آن با اصول علمى مطابقت دارد و بعضى ندارد و ما به خاطر حفظ امانت ، ترجمه كرديم .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 522 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى