مىنگرد ، كه آن ذات خود و امامش مىباشد كه در اين حالت در مهلكهء اتّحاد مىافتد .
اگر توفيق او را مدد نمايد و از نسبت دادن افعال به شيطان بپرهيزد و فعل را مطلقا از رحمن ببيند كه در مظهر الهى يا شيطانى ظهور يافته است و معنى « لا حول و لا قوّة الّا باللّه » را دريابد و از آن لذّت ببرد ؛ مرتبهء ديگرى از تقوى براى او حاصل مىشود كه همانا خوددارى از نسبت دادن افعال به غير خدا و بيرون شدن از شرك افعالى به توحيد افعالى است . و اگر متفطّن شد و فهميد كه اوصاف وجودى چون افعال ، نسبتش به خدا از جهت صدور وجوب ولى به غير خداى تعالى از لحاظ ظهور و قبول مىباشد و دريابد كه همگى مظهر صفات خدا هستند ، و معنى « الحمد للّه » براى او حاصل شده آن را دريافته و از آن لذّت ببرد . مرتبهء ديگر تقوى برايش حاصل مىشود ، آن خوددارى از ديدن نسبت اوصاف به غير خداى تعالى مىباشد .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 425
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤٢٥