سالك در اين سفر با سير دادن الهى حركت مىكند بدون اينكه آگاهى به سير ، يا ذات خود داشته باشد ، بلكه خدا او را سير مىدهد .
سالكين اين سفر يكى از مصداقهاى قول خداى تعالى مىباشند كه در حديث شريف قدسى آمده است :
« انّ اوليائى تحت قبابى لا يعرفهم غيرى » ؛ يعنى ، دوستان من در زير قبّه و بارگاه من جاى دارند و هيچ كس غير از خودم آنها را نمىشناسد .
4 - سفر چهارم : يعنى « سفر بحقّ در خلق » است كه سالك به كمك حقّ به سوى خلق سفر مىكند .
آغاز اين سفر ، ابتداى ربوبيّت ، و انتهاى عبوديّت است . مقامات اين سفر را جز خدا كسى نمىتواند بر شمرد .
و تحديد عدد انبياء و اوصياء به يكصد و بيست و چهار هزار نفر اشاره به اصول اين مقامها دارد .
دربارهء حقيقت سفرها و مراتب انسان در طىّ تفسير آيهء شريفهء
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما
« 1 » سخن خواهيم گفت .
حال كه اين مطلب را فهميدى بدان كه سورهء مباركهء حمد ، اشارهء اجمالى به سفرهاى چهارگانه ياد شده دارد ؛ زيرا استعاذه و پناهجوئى خود اشاره است به سفر از خلق به حقّ كه سفر اوّل است ، چه اين سفر ، گريز از كثرتها و نمودهاى شيطانى به عالم توحيد و مظاهر حقّ تعالى است ؛ و استعاذهء زبانى ، بيانگر اين پناهندگى ، و استعاذهء كردارى خود پناهجويى و فرار مىباشد .
كلمهء «
بِسْمِ اللَّهِ
تا
مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ
» اشاره به سفر دوّم يعنى ، سفر از
هامش
( 1 ) بقره - 219