عرض هم در معنى اعتبار شده است و اينكه آن وجوه بيشتر از هفت مىباشد و كمترين آنها هفت است ؛ هر چند ممكن است وجوه لفظى يا معنوى طولى مقصود باشد ؛ و ممكن است مقصود وجوه تكليفى باشد از قبيل واجب بودن ، مستحب بودن ، كراهت داشتن ، حرام بودن ، صحيح بودن ، و باطل بودن و ساير اقسام وجوه معنوى عرضى .
كلمهء « ذلول » كه در خبر اوّل ( اصل حديث نبوى آمده است ؛ كه در اوّل همين فصل ذكر شد ) بر زيادى وجههاى محتمل عرضى دلالت دارد چه ذلول به معناى منقاد و رام است كه قابل انطباق بر هر معنى مىباشد كه از آن اراده شود ، همانند شتر رامى كه هرجا بخوابانند مىخوابد .
و نيز دربارهء تفسير آيات ، اخبار ديگرى از معصومين ( ع ) نقل شده است كه وجوه گوناگون قرآن را به نحو عرضى و در كنار هم ذكر كردهاند كه نمىتوان آنها را بر تقيّه حمل كرد ؛ بلكه بايد آنها را بر درستى تفسير به معناهاى مختلف ، كه در يك لفظ مندرج است به يكى از وجههائى « 1 » كه قبلا ذكر شد ؛ حمل كنيم .
و منظور از « احسن » در حديث نبوى ( اوّل فصل آمد ) كه فرمود : به بهترين وجهها حمل كنيد . احسن و بهتر بودن نسبى است زيرا ، آنها كه مخاطب اين خطاب قرار گرفتهاند ؛ همه ، خوانندگان و انديشمندان قرآن هستند و ، احسن حقيقى ( بهترين در حقيقت ) از جهت باطن و درون براى هيچ كس جز ائمهء معصومين ميسّر نمىباشد . فهم احسن حقيقى بر حسب وجههاى مختلف آن در معناهاى عرضى براى هر كس معلوم نيست . اگر براى هر كس درك آن معلوم بود ؛ امر به حمل قرآن بر احسن وجوه در هر مقام و هرجا صحيح نبود ، بلكه بايد گاهى از حمل بر احسن
هامش
( 1 ) مقصود اشتراك عموم يا عموم مجاز يا مشترك معنوى است .