اجزاى ايمان از برخى ديگر پديد مىآيد .
از اين گفته معلوم مىگردد كه همان گونه كه علم از عمل جدا نيست ؛ از شدّت يافتن و افزونى در جهت آخرت نيز ، جدا نمىباشد . زيرا هر كه به شناخت رسيد و از صفات الهى چيزى را درك كرد كه با آن ادراك به او خوشحالى و سرور دست داد و لذت برد ، شدّت شوقش به آن ادراك و خوشحالى افزوده مىشود و هر كس شوق به چيزى پيدا كند طالب آن گشته ؛ به دنبال آن مىرود ؛ و هر كسى چيزى را طلب كند ؛ آن را مىيابد و هر كس صفتهاى ناپسند و پسنديده را شناخت ، فرارش از صفتهاى ناپسند و طلب او صفتهاى پسنديده را شدّت پيدا مىكند و هر اندازه گريز او از امور ناپسنديده افزون گردد ؛ و به خصلتهاى پسنديده متّصف شود ؛ بينش او به آفات امور ناپسند و لذّتهاى امور پسنديده بيشتر مىگردد و هر كه فرمان خداوندى را شناخت و دريافت كه فرمانبردارى از امر پروردگار و خوددارى از نهى او ، علوم عقلى و نفسانى را در وى مىافزايد ، فرمانبردارى را پيشه مىسازد و هر كه فرمانبرى نمود ؛ علومش ( كه شرح آن ذكر شد ) افزوده مىگردد . شرح و بسط و تحقيق اين مطلب در سورهء بقره در ضمن آيه : « و لبئس ما شروا به انفسهم » بيان خواهد شد .
صاحب اين علم از جهت عدم رعايت دانش خود و عدم وصول به علوم خويش ( آنطور كه او ، خواهان آنست ) هميشه در حالت اندوه و بيم است ؛ زيرا ، مراعات نكردن علم براى چنين عالمى موجب حزن و اندوه است . همان گونه كه نادان عالمنما ، از حفظ الفاظ و روايات ، خودپسندى مىيابد .
عالم حقيقى ( چنان كه شرح آن گذشت ) شبزندهدار است و چون مشتاق مطلوب خويش مىباشد ، عمل مىكند ترسان ، بيمناك و
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٣٠