برايش ناممكن است . و به همين اعتبار پيامبر اكرم ( ص ) آن را « سنّت » ناميده است ؛ زيرا ، سيره و سنّت ، اعمالى است كه جماعتى بر آن متّفق هستند ، و يا به صورت عادت براى شخص درآمده است .
از جهت فراگيرى آن از اهلش و اتّصال آن به اعمال قلبى و به صاحب اعمال قلبى آن را قائمه يعنى پايدار و پاينده نام نهاد .
اگر اين علم از اهلش فرا گرفته نشود و يا از آن جهتى كه اخذ در دار العلم قرار دارد گرفته نشود و آن حقيقتى كه در علم وجود دارد ؛ ( وجهه خدائى ) دريافت نگردد ؛ يا مقتضاى نفس بر مقتضاى علم غلبه كند ، آن علم نبوده و از عمل يا از عملى كه بايد پايدار و پيوسته به دل باشد ، جدا گشته است . اين گونه دانشها ، جهل و پسماندههاى شيطان است ؛ ازاينرو ، در اخبار بسيار از معصومين ( ع ) به صراحت يا اشاره ، همراهى علم و عمل و لازم و ملزوم بودن هر دو وارد شده است . چنان كه ابى عبد اللّه صادق ( ع ) در تفسير سخن خدا كه فرمود : « انّما يخشى اللّه من عباده العلماء » ؛ ( تنها بندگان دانشمند از خدا مىترسند ) . مىفرمايد :
مقصود از علماء عالمى است كه كردارش ، گفتارش را تصديق كند ؛ و هر كه كردارش گفتارش را تصديق نكند ؛ عالم نيست و از آن حضرت روايت شده است كه علم مقرون به عمل و همراه با عمل است ؛ پس هر كه به راستى عالم باشد ؛ به علمش عمل مىكند و هر كس هم كه عمل كند بر دانش او افزوده مىشود و علم ، عمل را صدا مىزند اگر جوابش را داد مىماند و گرنه از آنجا كوچ مىكند ؛ و نيز از آن حضرت ( ع ) روايت شده است كه : خداوند متعال هيچ كردارى را بدون معرفت ، نمىپذيرد و هيچ معرفتى بدون عمل محقق نمىشود .
پس هر كه ، به معرفت رسيد ؛ خود معرفت او را به كردار رهنمون مىشود و هر كه عمل نكند او را معرفتى نيست . آگاه باشيد ! كه برخى از
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 129
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٢٩