علومى نيست كه براى انسان از آن جهت كه در سراى علم است حاصل شده يا از جانب خداوند افاضه شده باشد ؛ بلكه جهالتهايى است كه از طرف شيطان به نفس القاء شده است ( و خود را علم نشان داده است ) حال ، اگر به آن ، گامهاى شيطان نام نهيم ، يا آن را فضولات شيطان بناميم ، فرقى ندارد . اگر اخلاق نفسى و روانى از آن جهت كه انسان در سراى علم است مورد ادراك قرار گيرد ادراك آنها جز به نحو جزئى به صورت شناخت نخواهد بود ، و ادراك كلّى حاصل نمىگردد .
معرفت به صفات ناپسند به نحو جزئى ، عبارت است از مشاهدهء آن صفات در وجود خود ، و هر كه صفات ناپسند و زيانهايش را در وجود خود مشاهده كند از آنها منزجر مىشود و فكر او متوجّه پاك كردن روان خويش از آن صفات ناپسند مىگردد و اين مطلب خود ، كار همين علم است و هر كس خصلتهاى نيك ، بهجتها و لذّتهاى آن را مشاهده نمايد طالب اتّصاف به آنها مىگردد ، و اين نيز كار اين علم است .
رسول خدا ( ص ) به اعتبار اين شهود و اتّصاف آن را « فريضه و عادله » ناميد . زيرا كه فرض و واجب عينى عبارت از همين اتصاف است و ميانهروى و توسط بين افراط و تفريط عبارت از اعيان اين صفات است .
امّا اگر علم به صفات ناپسند و پسنديده بنحو كلّى و ذهنى و جدا از مشاهدهء آن به نحو جزئى صورت گيرد ؛ آن نيز از جملهء نادانيهاست .
اين نوع معرفت ، نه فريضه و نه عادله است و آن از عمل جدا بوده و ؛ از فضولات و القائات شيطان محسوب مىگردد . و اعمال قالبى نيز ، اگر از راستگو گرفته شود و دانشپژوه ، به راستى آنكه ، از او دانش پذيرفته ، علم داشته باشد و وعدهء پاداش به اجراى آن ، و وعيد عقوبت به ترك آن را راست بداند ؛ و با هواى نفس و حجاب خودبينى ، علم خود را نپوشاند يا مقتضاى نفس را بر مقتضاى علم چيره نسازد ؛ در آن صورت ، ترك عمل
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 128
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٢٨