تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
پس چرا علمى بياموزى به مرد * كش ببايد سينه را ، زان پاك كرد
پس انسان تا از سراى نادانى بيرون نشود او را روا نبود كه در طلب ادراكات علمى برآيد . خواه آن دريافتها ، حكمت يا فقه باشد يا غير از آن ، زيرا ، موجب زيان به خودش و شدّت نادانى او مىگردد چنان كه گفته شده است :
بد گهر را علم و فن آموختن * دادن تيغ است دست راهزن
جمله صحرا مار و كژدم پر شود * چونكه جاهل شاه حكم مر شود
چون ملائك گوى لا علم لنا * تا بگيرد دست تو علّمتنا
گر در اين مكتب ندانى تو هجى * همچو احمد پرّى از نور حجى « 1 »
هامش
( 1 ) مثنوى معنوى - دفتر چهارم : اشاره به آيات قرآن مىباشد كه مفسر محترم در قسمت‌هاى مختلف اين تفسير شرح داده‌اند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 106 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى