تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
اين مريض ( جاهل به جهل مركّب ) خود را سالم مىداند ، از طبيب دورى مىگزيند و مطيع فرمان او نمىگردد و چون چنين جهل مشابه علم وجود دارد درست است كه در مورد يك موضوع هم علم را اثبات كرد و هم آن را نفى نمود چنانچه در قول خدا :
وَ لَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ
در سورهء بقره آمده است . ( چقدر بد است آنچه ، خود را بدان فروخته‌اند ، اگر مىدانستند ) - ان‌شاءالله تحقيقى كامل دربارهء علم و جهل در طىّ تفسير آن آيه ارائه خواهد شد - علامت علم آن است كه هر چه بيشتر گردد ؛ خود بينى كاسته شود تا آنجا كه بطور كلى از بين برود . علامت اين جهل آن است كه هر اندازه زيادتر شود انانيّت و خود بينى و خودپسندى زيادتر مىشود تا جائى كه در انسان از تسليم كه از صفات انسانى است چيزى باقى نمىماند . علامت ديگر اينكه علم با غرضهاى دنيوى جمع نمىگردد ، بلكه آنها را از بين مىبرد ، ولى جهل هر چه افزوده شود غرضهاى دنيوى فزونى مىيابد . هر چه آن غرضها بيشتر شود ؛ انسان به طلب آنها بيشتر حريص مىشود تا آنجا كه سختيها را تحمّل كرده ، سراسر شب و روز را به تمرين و پيمودن راههاى دريا و خشكى مىگذراند و خويش را در هلاكت و خطراتى مىاندازد به پندار اينكه با توسّل به آن جهل شبيه به علم ، به منصبها و خطرات پست دنيوى و غرضهاى نابودشوندهء زندگى برسد و در اوقاف و اموال غائبين و يتيمان تصرّف كند و به پادشاهان و حاكمان نزديكى جويد و به كشورگشائى دست يافته ، و بر مردمان مسلّط گردد . اين علم ، كه جهل ناميده - شد براى صاحبش جز دورى از خدا و نزديكى به شيطان چيزى نمىافزايد و كلام خداى تعالى كه مىفرمايد :