تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
خلافت بعلى برگشت و مسلمانان بوى بيعت كردند طلحه و زبير از ميان مسلمانان برخاستند و بيعت خود را شكستند و بسوى عايشه رفتند براى مبارزه ى با على گرد آمدند از آنجا به بصره رفتند گروهى فراوان از مردم بصره به آنان پيوستند سپس براى پيكار با على بيرون آمدند على عليه السّلام بيرون شد و خواست آنان را برگرداند ولى برنگشتند آنان را نصيحت كرد نپذيرفتند بلكه پافشارى در پيكار نمودند على با آنان جنگيد بطورى كه هفده هزار و هفتصد و نود نفر بقتل رسيدند آنان سى هزار نفر بودند ولى از سربازان على عليه السّلام يك هزار و هفتاد نفر مقتول شده بودند كه تمامشان بيست هزار سرباز بود اين پيكار جنگ جمل ناميده شده و اين جنگ ناكثين ( 1 ) بود . پس از اين جنگ سرگرم نبرد صفين شد جنگ او با معاويه بود كه آن جنگ را جهاد قاسطين گويند اين جنگها از داستانهاى بزرگى است كه بچه‌هاى رحم را بدغدغه مىآورد و كودكان را پير مىكند على عليه السّلام هجده ماه مشقتهاى اين جنگ را تحمل كرد در اين جنگ از دو طرف حد اقل يك صد هزار نفر كشته شد هفتاد و پنج هزار از سپاه معويه و بيست و پنج هزار از سپاه على و در اين جنگ شبى است بنام ليلة الهرير كه جنگ سختى در آن شب در گرفت و سى و شش هزار نفر از هر دو طرف كشته شدند تنها على عليه السّلام در آن شب پانصد و بيست و سه سرباز كشت زيرا كه آن حضرت هر سربازى را كه ميكشت تكبير مىگفت تكبيرهاى آن حضرت را در
هامش
( 1 ) يعنى كسانى كه بيعت را شكستند .