تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
امير المؤمنين در صحنه ى پيكار توجهى به كميل كرد و حال آنكه كميل در پيش روى على عليه السّلام ايستاده بود و شمشير على در دستش بود و از آن شمشير خون مىچكيد و سرهاى آن كافران و فاجران روى زمين را پر كرده بود . على عليه السّلام سر شمشيرش را بر يكى از آن سرها فرو كرد و فرمود اى كميل * ( أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً وَقائِماً ) * يعنى اى كميل اين سر همان كسى است كه اين آيه را در آن شب با صدائى حزين ميخواند و ترا حال او بشگفت آورد . سپس كميل پاهاى امير المؤمنين را بوسيد و طلب آمرزش از خدا كرد ، سپس درود خدا بر محمّد و آل محمّد و على كه قدرش در اجتماع مجهول و پنهان مانده بود فرستاد . و از معجزات آن حضرت است كه همانا چون ميثم را خريد و ميثم ملك زنى بود كه آن حضرت خريد ميثم به على عليه السّلام خبر داد كه نامش سالم است ، سپس حضرت فرمود : كه رسول خدا به من خبر داد كه پدرت ترا ميثم ناميده برگرد به همان اسمى كه پدرت ترا نام نهاده ميثم عرض كرد درست فرمودى اى مولاى من بعد حضرت ميثم را خبر داد كه عبيد الله زياد او را بدار زند چنانچه حديث پيشى گرفت ( 1 ) و خبر داد كه دست و پاى رشيد هجرى را قطع كنند و او را نيز بدار آويزند اين كار را نسبت برشيد زياد بن نضر انجام داد . و نيز خبر داد كه مزرع بن عبد الله را بدار آويزند در ميان دو بلندى از بلندىهاى مسجد و در همان جا بدار آويخته شد و نيز خبر داد كه حجاج كميل بن زياد را مىكشد و نيز بكشته شدن قنبر خبر داد پس حجاج
هامش
( 1 ) در صفحهء 35 گذشت شرح حال ميثم .
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 38 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى