وصف نميشود ، مهربان است و رحيم اما برقت درك نميشود ، مؤمن است ولى نه بعبارت ، درك مىشود نه بحواس و اعضا و جوارح گوينده است نه بلفظ ( 1 ) او در اشياء است ولى نه ممزوج در آنها ، از اشياء بيرون است نه بطور جدائى ، بر فراز تمام موجودات است چيزى بر فراز او نيست پيش همه ى موجودات است ولى به او پيش گفته نميشود داخل در همه ى موجودات است ولى نه مانند چيزى كه در چيز ديگر داخل شود ، از همه چيز بيرون است ولى نه مانند چيزهاى خارجى .
سپس ذعلب يمانى روى زمين افتاد و غش كرد بعد گفت به خدا سوگند مانند اين جواب نشنيده بودم به خدا سوگند دگر ازين پرسشها نمىكنم بعد حضرت فرمود : بپرسيد از من پيش از آنكه از ميان شما بروم .
اشعث بن قيس بلند شد و عرضكرد اى امير المؤمنين چطور از مجوسيان مىشود جزيه گرفت كه خداوند نه پيامبرى بر آنان فرستاد و نه كتاب آسمانى حضرت فرمود : آرى اى اشعث همانا خداوند بر آنان كتاب فرستاد و پيامبر مبعوث كرد تا اينكه پادشاه آنان شبى مست شد و بدخترش تجاوز كرد چون بامداد شد سر و صداى مردم را شنيد كه اطراف كاخ را گرفتهاند و او را تهديد ميكنند و ميگويند تو دين ما را آلوده كردى بيرون بيا تا ترا بوسيله حدود الهى پاك نمائيم پادشاه گفت سخن مرا بشنويد اگر راهى داشت بپذيريد و گر نه هر چه خواهيد نسبت به من انجام دهيد جمعيت گرد آمدند .
پادشاه گفت آيا ميدانيد كه خداوند آفريده اى بهتر از پدر ما
هامش
( 1 ) ايجاد كلام مىكند در خارج .