تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
نپذيريد و نقصانى درين فرمان وارد آوريد شما را نسبت بكفر مىدهم و از آنچه كه پروردگارم مرا بر آن برانگيخته شما را جدا مىكنم هر كس ميخواهد ايمان بياورد هر كس ميخواهد كافر شود . بريده گفت چون بيرون آمديم شنيديم بعضى از ايشان را كه مأمور بسلام بودند بر على عليه السّلام بامارت مؤمنان سلام كنند برفيقش ميگفت ديدى محمّد به پسر عمويش چكار كرد و چه مقام و منزلتى به او داد اگر ميتوانست به خدا سوگند او را بعد خودش پيامبر قرار ميداد رفيقش گفت خوددارى كن اين امر بر تو بزرگ نيايد همانا ما اگر محمّد را از دست بدهيم فرمانش را زير پا ميگذاريم . سپس حذيفه گفت بعد بريده بيرون آمد به طرف شام رفت و برگشت و رسول خدا از دنيا رفته بود و مردم با ابى بكر بيعت كرده بودند بريده آمد وارد مسجد شد در صورتى كه ابى بكر بر فراز منبر بود و عمر هم يك پله ى پائينتر نشسته بود . بريده از گوشه ى مسجد آن دو را صدا زد و گفت اى ابا بكر و اى عمر . ابو بكر گفت ترا چه مىشود اى بريده ؟ مگر ديوانه شده اى به آن دو گفت به خدا سوگند ديوانه نشده‌ام ولى ميخواهم بپرسم سلام ديروز شما بعلى بامارت چه شد ؟ ابو بكر به دو گفت اى بريده فرمان عوض شد و تو نبودى ولى ما حاضر بوديم كسى كه حاضر باشد مىبيند چيزى را كه غائب نمىبيند بريده گفت شما چيزى را ديده‌ايد كه خدا و رسولش آن را نديده‌اند ولى بدان اين كار همان وفادارى رفيق تو است كه به تو گفت اگر پيامبر از
إرشاد القلوب ( فارسي ) — صفحة 231 | الحسن بن محمد الديلمي / عبد الحسين رضائي / رضائي / محمد باقر بهبودى