2 - رق 3 - سلاحف 4 - مار ماهى 5 - زمار 6 - سراطين 7 - سگهاى آبى 8 - ضفادع 9 - بنت الهراس 10 - عرسان 11 - كوسج 12 - تمساح .
حضرت امير المؤمنين فرمود : امّا مسوخات خشكى عرضكرد بلى يا امير المؤمنين 1 - كلپاسه 2 - خنفساء 3 - سگ 4 - گرگ 5 - ميمون 6 - خوك 7 - سوسمار 8 - حرباء 9 - شب پره 10 - خرگوش 11 - كفتار حضرت امير المؤمنين فرمود : راست گفتى اى ماهى جرى ، در شما از خلقت طبيعت انسانى چه وجود دارد گفت : در بعضى دهنهاى ما در بيشترى صورتمان و همه ى مادهها حيض ميشويم .
امير المؤمنين فرمود : راست گفتى اى جرى پرسيد آيا توبه اى براى ما هست فرمود : وعده روز قيامت و آن روز وقت معلوم است و خدا بهترين حافظ و او ارحم الرّاحمين است . اصبغ بن نباته گفت به خدا شنيدم آنچه را كه آن ماهى گفت و در گوش گرفتيم و نوشتيم و به امير المؤمنين گفتيم .
از امام صادق عليه السّلام روايت شده كه حضرت امير المؤمنين را از طرف پدر دائىهائى بود در قبيله ى بنى مخزوم جوانى از آنان به خدمت آن حضرت آمد عرض كرد دائى يار من پشت سر است ، برادرم گمراه درگذشت ، من برايش افسرده خاطرم . حضرت امير المؤمنين به او فرمود : دوست دارى برادرت را ببينى ؟ عرض كرد آرى حضرت برد رسول خدا را پوشيد با پسر دائيش به طرف گورستان روان شدند پايش را بقبرى زد او از گور خويش سر برآورد و ميگفت : ويه ويه سلان .
برادرش به او گفت : آيا تو نمردى در حالى كه مردى از عرب بودى گفت : ما بروش ابى بكر و عمر بوديم در عربيت هم اكنون ما بروش